بهزاد فروزان فر- تو این دوره زمونه... هر چقدر پول بدی همونقدر آش می خوری.
_ _ _ _ _
دکتر داوودی- ببین کسی که میره دنبال اعتیاد... دیگه با موسیقی سرمست نمی شه!
_ _ _ _ _
ارغوان آذرنیا- خریدن سوغاتی واسه آدمای سخت سلیقه... جزو مشکل ترین کاراس!
_ _ _ _ _
ارغوان- تا فردا دلم خیلی واست تنگ می شه.
بهزاد- دیگه قرار نشد تقلب کنی!
ارغوان- تقلب؟!
بهزاد- داری حرفِ دلِ من و می زنی!
_ _ _ _ _
ارغوان آذرنیا- من خودسر نیستم! خودساخته م!
_ _ _ _ _
سینا- گدا به گدا رحمت به خدا! خو واسه چی رفتی زنش شدی؟؟ دور وبر ما که پُر گدا گودوله س!
_ _ _ _ _
نیک خواه- وقتی با زور و تزویر یه چیزی و ازت می گیرن، باید با زور و تدبیر پسش بگیری.
_ _ _ _ _
پدر ارغوان- ببین پسر جون! بی پدری با ناپدری فرق می کنه. برات پدری نکردم، ولی در حقت نامردی هم نمی کنم! برو دنبال شغلی که شرف داشته باشه، آبرو پشتش باشه. خواهرت می گفت نوازنده ای، آهنگسازی! برو زندگیت و بساز!
_ _ _ _ _
سینا- شما دشمنی نکن، پدری پیشکشت!
_ _ _ _ _
سینا- کاش ده پونزده سال پیش سایه ت بالا سرم بود، اگرم می زدی تو سرمون... ایرادی نداشت... ولی نه حالا که بود و نبودت هیچ فرقی نمی کنه!
_ _ _ _ _
حبیب فروزان فر- یه عمر چشم داشتی و هیچی و ندیدی، حالا که نداری چی و می خوای ببینی؟!
حسام فروزان فر- شاید من نتونم جایی و ببینم، ولی اون پایین... چشمایی هست که باید ببینه من هنوز بالا سر کارخونه م هستم! هنوز از پا درنیومدم!
حبیب فروزان فر- چشمایی که یه عمر خیره شده به مال دنیا... یه روزی هم از این دنیا بسته می شه. این رسمِ روزگارِ... چاه کن تهِ چاهه.
_ _ _ _ _
حسام فروزان فر- درسته که دستامون خالیه، اما مغزای پُری هستن که از هیچی همه چی درست می کنن.
_ _ _ _ _
نیک خوا- بهتون بر نخوره ها! ولی اینکه می گن خانوما ده جزء دارن که نه جزئش حقه و فریب و کلکِ... واقعا راسته!
_ _ _ _ _
بهار فروزان فر- سخته دلت و به کسی قول بدی که دلت باهاش نیست! من نمی تونم انقدر خودخواه باشم! من نمی تونم نوید دنیایی و بهش بدم که مدت هاس انتظار یکی دیگه رو می کشه!
_ _ _ _ _
منوچهر- تو می دونی چه رابطه ی عمیقی بین فکر و خیال و بی کاری و دل ضعفه هست؟!
_ _ _ _ _
بهار- آره! وابسته ایم... اما دلبسته نیستیم! بعدِ سه ماه رابطمون شکلِ یه
عادتِ! یه تکرار! یه دنیای سرد و کسل کننده که جز حرفای پوچ و تکراری هیچی
توش نیست. شدیم دوتا خطِ موازی که کنار هم حرکت می کنیم، اما هیچ وقت بهم
نمی رسیم!
_ _ _ _ _
فاطمه- خستگان را چو طلب باشد و قوت نبُود / گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود