Parinaz Izadyar

وبلاگ رسمی طرفداران پریناز ایزدیار

آیدا فقیه زاده, بیوگرافی آیدا فقیه زاده بازیگر نقش بهار در سریال ز, حسن فتحی, بهار فروزان فر, امین تارخ

مي گويد سال 87 بود که به دليل علاقه اش به حرفه بازيگري در کلاس هاي بازيگري «امين تارخ» شرکت کرد و سپس با استاد خود در سريال پخش نشده «راه شيري» عبدالحسين برزيده هم بازي شد و بعد از آن هم به واسطه «تارخ» به سريال «زمانه» معرفي و ايفاگر نقش «بهار» قصه شد.

«آيدا فقيه زاده» متولد 1363 و دانش آموخته رشته مهندسي رايانه است. او در قصه سريال «زمانه» با بازي در نقش «بهار» ديده شد. به همين منظور طي تماسي با او در آخرين روزهاي فيلم برداري اين سريال گفت و گويي انجام داديم که در ادامه مي خوانيد.



بهزاد فروزان فر- تو این دوره زمونه... هر چقدر پول بدی همونقدر آش می خوری.

 _ _ _ _ _


دکتر داوودی- ببین کسی که میره دنبال اعتیاد... دیگه با موسیقی سرمست نمی شه!

 _ _ _ _ _


ارغوان آذرنیا- خریدن سوغاتی واسه آدمای سخت سلیقه... جزو مشکل ترین کاراس!

 _ _ _ _ _


ارغوان- تا فردا دلم خیلی واست تنگ می شه.

بهزاد- دیگه قرار نشد تقلب کنی!

ارغوان- تقلب؟!

بهزاد- داری حرفِ دلِ من و می زنی!

 _ _ _ _ _


ارغوان آذرنیا- من خودسر نیستم! خودساخته م!

 _ _ _ _ _


سینا- گدا به گدا رحمت به خدا! خو واسه چی رفتی زنش شدی؟؟ دور وبر ما که پُر گدا گودوله س!

 _ _ _ _ _


نیک خواه- وقتی با زور و تزویر یه چیزی و ازت می گیرن، باید با زور و تدبیر پسش بگیری.

 _ _ _ _ _


پدر ارغوان- ببین پسر جون! بی پدری با ناپدری فرق می کنه. برات پدری نکردم، ولی در حقت نامردی هم نمی کنم! برو دنبال شغلی که شرف داشته باشه، آبرو پشتش باشه. خواهرت می گفت نوازنده ای، آهنگسازی! برو زندگیت و بساز!

 _ _ _ _ _


سینا- شما دشمنی نکن، پدری پیشکشت!

 _ _ _ _ _


سینا- کاش ده پونزده سال پیش سایه ت بالا سرم بود، اگرم می زدی تو سرمون... ایرادی نداشت... ولی نه حالا که بود و نبودت هیچ فرقی نمی کنه!

 _ _ _ _ _


حبیب فروزان فر- یه عمر چشم داشتی و هیچی و ندیدی، حالا که نداری چی و می خوای ببینی؟!

حسام فروزان فر- شاید من نتونم جایی و ببینم، ولی اون پایین... چشمایی هست که باید ببینه من هنوز بالا سر کارخونه م هستم! هنوز از پا درنیومدم!

حبیب فروزان فر- چشمایی که یه عمر خیره شده به مال دنیا... یه روزی هم از این دنیا بسته می شه. این رسمِ روزگارِ... چاه کن تهِ چاهه.

 _ _ _ _ _


حسام فروزان فر- درسته که دستامون خالیه، اما مغزای پُری هستن که از هیچی همه چی درست می کنن.

 _ _ _ _ _


نیک خوا- بهتون بر نخوره ها! ولی اینکه می گن خانوما ده جزء دارن که نه جزئش حقه و فریب و کلکِ... واقعا راسته!

 _ _ _ _ _


بهار فروزان فر- سخته دلت و به کسی قول بدی که دلت باهاش نیست! من نمی تونم انقدر خودخواه باشم! من نمی تونم نوید دنیایی و بهش بدم که مدت هاس انتظار یکی دیگه رو می کشه!

 _ _ _ _ _


منوچهر- تو می دونی چه رابطه ی عمیقی بین فکر و خیال و بی کاری و دل ضعفه هست؟!

 _ _ _ _ _


بهار- آره! وابسته ایم... اما دلبسته نیستیم! بعدِ سه ماه رابطمون شکلِ یه عادتِ! یه تکرار! یه دنیای سرد و کسل کننده که جز حرفای پوچ و تکراری هیچی توش نیست. شدیم دوتا خطِ موازی که کنار هم حرکت می کنیم، اما هیچ وقت بهم نمی رسیم!

 _ _ _ _ _


فاطمه- خستگان را چو طلب باشد و قوت نبُود / گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود



پدر ارغوان- پول هر چی کثیف تر می شه... عزیز تر می شه. وقتی داری... حرص می زنی. وقتی هم نداری... حرص می خوری! زیاد داشتنش فساد میاره... نداشتنش بیشتر! منم یه عمر دنبالش بودم! مثل خیلیا! از این راه نشد... از اون راه! منتهی این وسط یکی جفت شیش میاره می شه آدم حسابی! یکی هم مثل من بُز میاره، می شه معضل اجتماع! بد آوردم... اشتباه کردم... زمین خوردم... اما هر چی که هستم... پدرتونم!

 _ _ _ _ _


منوچهر- یه موقع س پیری کورت می کنه، یه موقع عاشقی... تو که بهتر از ما این چیزارو می دونی ماری کوری!

 _ _ _ _ _


بهزاد- حرف زدن که بلد نیستی، حرف نزدن و که بلدی؟!

 _ _ _ _ _


منوچهر- بابا مگه نشنیدین می گن دنیا محلِ گذرِ! بابا دنیا چهار روزِ می گذره همه ی اینا!

ثریا- اِ! اگه اینجوریه تو چرا انقدر حرص می زنی؟!

 _ _ _ _ _


پدر ارغوان- زن که تو خونه نباشه، زندگی بازارِ شامِ...

 _ _ _ _ _


بهار- داره چشماش و از دست میده، چون کسی رو که مثل چشماش بهش اعتماد داشت از دست داده!

 _ _ _ _ _


پدر ارغوان- چایی تا لبسوز و لب دوزِ مزه میده. بعدش می شه آبِ حموم، باید کهنه بچه رو باهاش شست.

 _ _ _ _ _


سینا- ببین نمی خوام آدم بدبینی خودم و نشون بدم... اونجوریم نیستم ولی... پسرم... پسرارو خوب میشناسم! ببین ماها یه ذره دلمون شبیه باند فرودگاه می مونه! یکی می شینه... دوتا می پره... چه می دونم امروز تو کفِ اینی... فردا مَحو اون یکی... به این گُل می دیم... به اون یکی اس ام اس می دیم! قـــــــول! تا دلت بخواد ما قول می دیم!

 _ _ _ _ _


پدر ارغوان- معلومه که کمکت می کنم، تو فقط بگو چی می خوای، پول... چک... رضایت... چی می خواد؟؟

ارغوان- گواهی فوت. یه مدرک که نشون بده شما مُردی. مجبور بودم بهشون بگم که مُردی... وگرنه... کی با یه دختری ازدواج می کنه که باباش خلافکارِ و پاتوقش زندان و دادگاهه!

پدر ارغوان-  پس من باید بمیرم، تا تو خوشبخت بشی!

 _ _ _ _ _


حسام- یادت باشه، تفاهم عقیده که باشه... تفاوت سلیقه رو در خودش حَل می کنه.

 _ _ _ _ _


منوچهر- مرد حسابی! گیرم که تو شدی بالاسری! ما چی کار کنیم با این همه خاک تو سری... گرفتاری... بی کاری... دربه دری!

 _ _ _ _ _


حسام- مرد، مثل خمیر سفالگریِ... زن اگه زرنگ باشه و... بتونه شکل و لعابِ درستی بهش بده، می شه مَرد زندگی! می شه حامی زن و بچه، نون آور خونه! اما اگه خوب حرارت نبینه، بشه کج و معوج... می شه قاتلِ نون... دشمنِ جون... آفتِ زندگی!



آیدا فقیه زاده (بهار): من توسط امين تارخ براي بازي در سريال زمانه معرفي شدم.

آيدا فقيه زاده بازيگر نقش بهار در سريال زمانه در گفتگو با خبرنگار حوزه راديو وتلويزيون باشگاه خبرنگاران در خصوص انتخاب خود براي بازي در اين سريال گفت: قبل از زمانه در مجموعه "هرسه" كاري از عبدالحسين برزيده، به ايفاي نقش پرداخته بودم كه هنوز پخش نشده است.

وي افزود: من از شاگردان كلاس هاي بازيگري امين تارخ بودم و براي سريال زمانه و همچنين كار قبلي ام تحت عنوان هرسه توسط وي به حسن فتحي معرفي شدم و حتي پيش از اين قرار بود امين تارخ نيز در زمانه بازي كند كه بنابه دلايلي اين اتفاق نيافتاد.

فقيه زاده در خصوص نقش خود در اين سريال گفت: بارزترين ويژگي شخصيت "بهار" مهرباني او است كه در عين حال منطقي هم است و سعي در انجام كار درست و منطقي دارد من در زندگي عادي نيز از اين افراد زياد ديدم.
وي در خصوص كار اظهار داشت: براي بازي در اين نقش، يك سري تحقيقات انجام دادم و همچنين حسن فتحي نيز خود در نظر داشت كه تمام بازيگران از نزديك با كاركترهاي خود آشنا شوند تا نقش ملموس و به واقعيت نزديك باشد.
"فقيه زاده" در خصوص كار با حسن فتحي عنوان كرد: در كار فتحي نقص وجود ندارد و هر بازيگر  در كار  با او متوجه اين موضوع خواهد شد و تمام راهنمايي ها و تلاش وي براي اين بود كه نتيجه كار بهترين باشد.

وي در ادامه تصريح كرد: دركار زمانه يك هماهنگي و انرژي مثبت وجود داشت كه علي رغم سختي و مسائل كاري كه در ساخت هر سريالي وجود دارد با اين هماهنگي سعي شد همه در خدمت كار باشند.
فقيه زاده در خصوص استقبال و برخورد مردم عنوان كرد: با توجه به بازخوردي كه از دوستان و آشنايان ديدم كار نتيجه خوب و مثبتي داشته است.
وي نظر خود را در خصوص بازي در اين سريال اينگونه بيان كرد: در مجموع بازي در اين سريال را دوست داشتم. حسن فتحي به عنوان يه وزنه در كار محسوب مي شود و كار با او هميشه در حد خوب و شاهكار خواهد شد به همين دليل بخشي از نگراني من بدليل حضور وي از بين رفت و در كل از بازي در "زمانه" راضي هستم.

فقيه زاده در پايان در خصوص استاد بازيگري خود امين تارخ، خاطر نشان كرد: كساني كه در كلاس بازيگري تارخ شركت مي كنند ،هميشه از حمايت پدرانه و دلسوزانه او حتي بعد از اتمام كلاس ها برخوردارند؛ تارخ خود را وقف هنر كرده و بدليل تمام تلاش هايي كه براي من انجام داده از او سپاسگذار هستم.