X
تبلیغات
Parinaz Izadyar - سریال زمانہ 1390

Parinaz Izadyar

وبلاگ رسمی طرفداران پریناز ایزدیار


Parinaz Izadyar, جدیدترین تصاویر پریناز ایزدیار + گالری عکس های پریناز ایزدیار + جدیدترین عکس های پریناز ایزدیار در سریال زمانه

سلام دوستان

یه چند روزی طبق معمول نت شهرک ما بدون هیچ دلیلی قطع شده بود، بعدشم خانوادگی راهی سفر شمال شدیم و وقتی هم برگشتم در کمال تعجبی که نکردم دیدم همچنان این نت ما رو به فنا میباشد! یعنی صد رحمت به اینترنت کره شمالی گمونم حداقل از شهرک ما کاراییشون بیشتره! خلاصه اینکه یه 12 روزی نبودم و نظرات خیلی زیاده (ممنونم) دارم کم کم جواب میدم. پریناز عزیز هم یه پیام تشکر خیلی خوشگل بابت تبریک تولد داده که ازش ممنونیم، پوسترای ارسالی دوستان هم به زودی قرار می گیره، بازم ممنونم ازتون، انشاالله اگه بشه قراره یه نویسنده جدید به وب اضافه بشه، تا ببینیم چی پیش میاد.

عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب |


آهنگ تیتراژ ابتدائی بی کلام و زیبای سریال زمانه

 

لینک 1          لینک 2

 

 

+ آهنگ تیتراژ پایانی سریال زمانه با صدای آرش قنادی،امیر قنادی و کیارش پوزشی

 

لینک 1          لینک 2

 

 

 

+ آهنگ های میانی سریال زمانه با صدای آرش قنادی،امیر قنادی و کیارش پوزشی:

 

آهنگ اول با نام شک

شک میکنم تو چشم تو گاهی به چشمای خودم   گاهی به دنیای تو و گاهی به رویای خودم

 

لینک 1          لینک 2

 

 

آهنگ دوم با نام اعتراف

این که دلم گرفته و نمیتونم دل بکنم         دلیل دلتنگی من تنها فقط خود منم

 

لینک 1          لینک 2

 

 

آهنگ سوم با نام هم دست

کنارت چقدر حال من بهتره               از اون حالی که این روزا میشه داشت

 

لینک 1          لینک 2

 

 

آهنگ چهارم با نام واست می میرم که در قسمت آخر سریال پخش شد

خوندن من یه بهانه است  یه سرود عاشقانه است

 

لینک 1          لینک 2

 


منبع: خانه تیتراژ ایران



Parinaz Izadyar, جدیدترین تصاویر پریناز ایزدیار + گالری عکس های پریناز ایزدیار + جدیدترین عکس های پریناز ایزدیار در سریال زمانه

برای دیدن این دو عکس از پری ناز ایزدیار به ادامه مطلب برید.


ادامه مطلب |


گروه «7» با سريال زمانه بيشتر از پيش نام خود را بر سر زبان ها انداخت. صداي اين 3 خواننده در زمانه هم به زيبايي هاي آن افزود تا جدا از موفقيت هايي كه گروه تلويزيوني اين سريال رقم زدند، آرش و امير قنادي و كيارش پوزشي هم در آن سهمي داشته باشند. گروه سون كه با ترانه «دوستت دارم» در دل مردم جاي زيادي براي خود باز كرده، همچنان منتظر اجازه پخش آلبومش است و به نظر مي رسد با موجي كه آنها در سريال زمانه به راه انداختند هر چه زودتر بتوانند آلبوم خود را در دست مردم ببينند.


از حضورتان در سريال زمانه بگوييد... چه شد كه با اين فيلم همكاري كرديد؟

آرش: از طريق يكي از آشنايان با اسماعيل عفيفه و حسن فتحي آشنا شديم. در جلسه اي كه با آقاي فتحي داشتيم ايشان علاقمند به موسيقي بودند و نگاهي مثبت به آن داشتند. در فيمل هم طوري كار كردند و نشان دادند كه موسيقي مي تواند چگونه به يك جوان معتاد كمك كند. در نهايت اينكه از آقاي فتحي و عفيفه ممنونم كه براي پخش تصوير ما در اين فيلم، زحمات زيادي كشيدند.

كيارش: البته ما از چند سريال پيشنهاد داشتيم اما منتظر بوديم تا بهترين پيشنهاد را انتخاب كنيم و چه كسي بهتر از آقاي عفيفه...

تجربه بازيگري را هم در اين سريال داشتيد...

كيارش: براي ما هم خوب بود و هم جالب كه جلوي دوربين حضور داشته باشيم اما اولويت اين بود كه در نقش خودمان يعني خوانندگي بازي كنيم كه همين اتفاق افتاد.

دوست داريد دوباره به عنوان خواننده يك فيلم مقابل دوربين قرار بگيريد؟!

كيارش: بستگي به اين دارد كه چه چيزي پيش بيايد اما گروه ما نشان داده كه بيشتر كيفيت كار برايش مهم است تا كميت. همه از ما گله مي كنند كه چرا گروه seven كم كار است اما ما ترجيح مي دهيم كم كار باشيم اما كارمان را با كيفيت وارد بازار موسيقي كنيم.

امير قنادي: بي موبايل هرگز!

بزرگترين شيطنت شما از بچگي...

يك بار مامانم مهمان داشت. دوستانش آمده بودند خانه مان من هم رفتم و كفش هايشان را آن طرف حياط مان انداختم. وقتي مي خواستند بروند چقدر دنبال كفش هايشان گشتند. من هم مي گفتم برويد بگرديد، شايد آن طرف حياط افتاده باشد. كه مهمان ها رفتند و مادرم فهميد چه كاري كردم و دعوايم كرد.

هنر مورد علاقه شما غير از موسيقي؟

من علاقه زيادي به سينما دارم و بيشتر فيلم نگاه مي كنم.

بازي كدام هنر پيشه را مي پسنديد؟

خيلي از بازيگران را قبول دارم اما به نظرم مهدي هاشمي و پريناز ايزديار جزو بهترين بازيگران ما هستند. خانم ايزديار با اينكه زمانه جزو كارهاي اوليه شان بود خيلي قشنگ فيلم بازي كردند.

از خواننده ها با چه كسي خيلي رفيق هستيد؟

خب ما چون در كرج ساكن هستيم به خاطر فاصله مكاني مان با بيشتر خواننده ها زياد نمي توانيم رفت و آمد داشته باشيم و بيشتر در حد دعوت به كنسرت با هم رفت و آمد داريم اما سيروان خسروي از دوستان خوب ماست. با بابك جهانبخش، علي سرابي، رضا صادقي، خشايار اعتمادي، بهروز صفاريان و پدرام كشتكار هم دوست هستيم.



Parinaz Izadyar, جدیدترین تصاویر پریناز ایزدیار + گالری عکس های پریناز ایزدیار + جدیدترین عکس های پریناز ایزدیار در سریال زمانه


 


بعد نوشت: خب ظاهرا وب هک نشده بوده مشکل از خود وب بوده که نظرات بدونِ تایید ثبت میشدن، اما اینکه یکی به اسم این وبلاگ تو بعضی از وبا رفته و نظرات توهین آمیزی فرستاده هنوز پابرجاست و در دستِ بررسیه.


زمانه, سریالهای تلویزیون, گالری عکس, پریناز ایزدیار, عکس بازیگران سریال زمانه, 2013, جدیدترین عکس های پریناز ایزدیار, پری ناز ایزد یار, parinaz izadyar

عکس های پری ناز ایزدیار در سریال زمانه اختصاصی وبلاگ رسمی طرفداران پریناز ایزدیار

دوستان علاقمند برای نقد سریال پروانه می تونن به وبلاگ آقای جلیل سامان برن.


ادامه مطلب |

زمانه, سریالهای تلویزیون, گالری عکس, پریناز ایزدیار, عکس بازیگران سریال زمانه, 2013, جدیدترین عکس های پریناز ایزدیار, پری ناز ایزد یار, parinaz izadyar

عکس های پری ناز ایزدیار در سریال زمانه اختصاصی وبلاگ رسمی طرفداران پریناز ایزدیار

یه سری عکس از حالت های مختلف ارغوان در سریال زمانه گرفتم؛ مثل اشک ها و لبخندها

که دلم می خواد این عکس هارو کم کم بذارم.


ادامه مطلب |


با پريناز ايزديار كه اين روزها با سريال زمانه به خانه هاي شما آمده او حالا با درخشش در سريال «زمانه» حسن فتحي نشان داده كه حرف هاي زيادي براي گفتن دارد و نام خود را در حد يك ستاره تلويزيوني سر زبان ها انداخته است.
پريناز ايزديار را مي گويم، همان بازيگري كه با بازي در نقش روح «پنج كيلومتر تا بهشت» به شهرت زيادي دست پيدا كرد و توانست در آن سال عنوان يكي از پديده هاي جعبه جادويي را به خود اختصاص دهد. به بهانه حضور در سريال جديد حسن فتحي به سراغ او رفتيم و دقايقي با وي همكلام شديم، مصاحبه اي كه از هر دري سخني در آن مطرح شده است و خواندن آن خالي از لطف نيست.

سريال هاي ماهواره اي از فرهنگ ما فاصله زيادي دارد

فكر مي كنيد چرا در اين چند سال اخير سريال هاي تلويزيوني كمتر مورد استقبال قرار مي گيرد و در مقابل بدترين سريال هاي ماهواره اي مورد توجه واقع مي شود؟

باور كنيد اين موضوع براي خودم هم جاي سوال دارد. نمي دانم چرا بدترين سريال هاي ماهواره اي هم براي مردم جذابيت دارد و مردم را به خود جذب مي كند!

دليلش اين نيست كه ما در سريال هايمان به يك سري مسئله كليشه اي مي پردازيم و در مقابل آنها به سمت خطوط قرمز مي روند كه شايد ما جرات پرداختن به آن را نداريم؟

هر كشوري طبق آداب و رسوم، سنت و دين خودش كار مي كند. سريال هاي ماهواره اي متناسب با فرهنگ كشورهاي سازنده ساخته مي شود و از فرهنگ ما فاصله زيادي دارد.

به نظرتان اگر سريال هاي تلويزيون هم به خط قرمزها نزديك شوند، باعث آشتي مردم با تلويزيون نمي شود؟

من در جايگاهي نيستم كه بخواهم در اين موضوع نظر صريحي بيان كنم اما به شخصه به عنوان يك بازيگر تا آنجايي كه مي توانم تلاش دارم تا از كارهايمان دفاع كنم. خيلي اوقات با عزيزاني كه تلويزيون نگاه نمي كنند صحبت و خواهش مي كنم كه وقت بگذارند و كارهاي ما را ببينند، شايد نظرشان تغيير كرد. فكر مي كنم اين روزها جو نادرستي به وجود آمده است و آدم ها به يكديگر خط هاي نادرست مي دهند و نسبت به تلويزيون به اشتباه جبهه مي گيرند. ما تمام تلاشمان را در كارمان انجام مي دهيم تا بتوانيم نظر مخاطبين را جلب كنيم.


ماجراي آن دزد...

راه آشتي مردم با تلويزيون چيست؟
بايد به اين موضوع فكر كنيم كه اگر ما (مردم ايران) از سينما و تلويزيون خودمان حمايت نكنيم، از هيچ كس ديگري نبايد توقع داشته باشيم تا وضع ما را سروسامان دهد.

بعد از درخشش در «پنج كيلومتر تا بهشت» اين پتانسيل در شما ديده مي شد كه اتفاقات خوبي در سينما برايتان بيفتد، چرا هنوز در سينما كار نكرده ايد؟

من در اين مدت پيشنهادهايي در سينما داشتم اما نگاهم اينطور نيست كه بگويم سينما را به تلويزيون ترجيح مي دهم و به سه فاكتور نقش،‌ قصه و كارگردان توجه دارم و هر جا كه اين سه فاكتور وجود داشته باشد كار خواهم كرد. در سينما هم اگر قطعاً كار خوبي پيشنهاد شود مي پذيرم.

چندي پيش خبر سرقت كيف شما رشانه اي شد، اصل قضيه چه بود؟

روبروي باشگاه فرمانيه در ماشين نشسته بودم و شيشه سمت شاگرد هم پايين بود كه يك موتور سوار آمد و كيف را از داخل ماشين قاپيد. سعي كردم تا مانع او شوم اما متاسفانه موفق به اين كار نشدم و او فرار كرد.

مگر نمي گوييد هيجان را دوست داريد، چرا تعقيبش نكرديد؟

آن لحظه آنقدر شوك شده بودم كه فقط گريه مي كردم (خنده). اگر مي خواستم تعقيبش كنم هم نمي توانستم چون او وارد يك خيابان يك طرفه شد. البته سه ـ چهار روز پيش دزد كيف دستگير شد.

او را ديديد؟

بله، يك پسر ۱۹ـ۱۸ ساله و معتاد هم بود. يك مقدار با او صحبت كردم و نهايتاً رضايت دادم و به او گفتم اگر بعد از اين دزدي كني، اين بار من هم شريك جرم تو هستم چون رضايت دادم!

او مي دانست شما بازيگر هستيد؟

بله، من را به طور كامل مي شناخت و «پنج كيلومتر تا بهشت» را ديده بود.

چرا از او شكايت نكرديد و رضايت داديد؟

نمي توانستم شكايت كنم، لحظه اي كه كيف من را دزديد، آنقدر ناراحت و عصباني بودم كه با خودم گفتم اميدوارم با موتورش تصادف كند و بميرد اما وقتي او را ديدم از حرفم پشيمان شدم چون او به قدري گرفتار و درمانده بود كه شايد اگر من هم جاي او بودم دست به دزدي مي زدم.


به ازدواج فكر نمي كنم

با آلودگي هوا چه مي كنيد؟
به سختي با اين موضوع كنار مي آيم، روزهايي كه در لوكيشن هاي خارجي كار داريم، آلودگي هوا واقعاً‌ آزاردهنده است.

اگر موقعيتش پيش بيايد حاضر هستيد شهر ديگري را براي زندگي انتخاب كنيد؟
بدون شك. شهري كه دوست دارم در آن زندگي كنم شيراز است.

چرا شيراز؟
يك بار براي حضور در يك برنامه تلويزيوني به شيراز رفتم. فكر مي كنم ۷۲ ساعت بيشتر در اين شهر نبودم اما در همان مدت كوتاه اينقدر اين شهر به نظرم زيبا و آرام آمد كه اگر قرار باشد به جز تهران شهر ديگري را براي زندگي انتخاب كنم، به سراغ شيراز خواهم رفت. البته من اصالتاً اهل شمال هستم و بدون شك بعد از تهران، اولويت اصلي ام براي زندگي شمال كشور است و بعد از آن شيراز را دوست دارم.

به فكر ازدواج نيستيد؟
نه، فعلاً به اين موضوع فكر نمي كنم.

چرا؟
ببينيد ازدواج يك مسئوليت بزرگ است كه براي قبول آن بايد آمادگي كامل داشت و نبايد عجولانه تصميم گرفت.

آمادگي يعني چه؟
فكر مي كنم انسان بايد به مرزي از پختگي و تجربه در زندگي برسد تا وقتي كنار يك شخص ديگر تصميم به تشكيل زندگي مشترك مي گيرد، زندگي رو به رشد و تعالي داشته باشند.

اين پختگي كه مي گوييد قرار است در سن خاصي حاصل شود؟
نمي توان به طور قطع گفت كه ازدواج سن مشخصي دارد. البته مي توان محدوده تقريبي براي اين موضوع عنوان كرد، فكر مي كنم براي خانم ها از ۲۵ تا ۳۰ سال براي ازدواج مناسب است.

ارغوان غير قابل پيش بيني است

اصولاً تقدير و سرنوشت اتفاقاتي را از قبل براي زندگي قرار داده، كه غيرقابل پيش بيني است. داستان ما هم دقيقاً حول همين موضوع است و اينطور نيست كه اتفاقاتش قابل پيش بيني باشد. شك نكنيد كه در طول ۴۵ قسمت، در هر قسمت سورپرايز ويژه اي براي مخاطب ايجاد مي شود، درست مثل داستان سرنوشت انسان ها! ارغوان نه مثبت است و نه منفي و خودش را به دست سرنوشت مي سپارد. روزگار است كه اتفاقات را براي آدم هاي قصه ما رقم مي زند. ارغوان مثل همه آدم ها غيرقابل پيش بيني است. به هر حال آدم ها در موقعيت هاي مختلف كارهاي غيرقابل پيش بيني مي كنند. اتفاقاتي در زندگي ارغوان مي افتد كه اصلاً فكرش را هم نمي كرده و به همين دليل شايد دست به كارهايي بزند كه هيچ كس انتظارش را ندارد.

منبع: زندگي ايراني/ مصطفي امامي

گردآوری: افکار نیوز



دیالوگ ماندگار + سریال زمانه + ارغوان آذرنیا + جدیدترین عکس های پریناز ایزدیار + عکس های پریناز ایزدیار در سریال زمانه حسن فتحی + دیالوگ های پریناز ایزدیار در سریال زمانه + تصاویر جدید از پریناز ایزدیار در سریال زمانه +  Parinaz Izadyar + عکس های زیبای پریناز ایزدیار + typography

ارغوان آذرنیا:

لعنت به همه ی قانونای دنیا

که تو هیچ کدومش شکستن دلِ آدما

پیگردِ قانونی نداره! 

منبع: www.parinazizadyar.blogfa.com



دیالوگ ماندگار + سریال زمانه + ارغوان آذرنیا + جدیدترین عکس های پریناز ایزدیار + عکس های پریناز ایزدیار در سریال زمانه حسن فتحی + دیالوگ های پریناز ایزدیار در سریال زمانه + تصاویر جدید از پریناز ایزدیار در سریال زمانه +  Parinaz Izadyar + عکس های زیبای پریناز ایزدیار + typography

ارغوان آذرنیا:

تنهایی سایه ی روحِ

اگه می تونستیم بدون روحمون زندگی کنیم

شاید از شر تنهایی هم خلاص می شدیم!

منبع: www.parinazizadyar.blogfa.com



نقد و بررسی سریال زمانه حسن فتحی, تحلیل و بررسی شخصیت های سریال زمانه + پریناز ایزدیار + بازیگران سریال زمانه + بازی خوب پریناز ایزدیار در سریال زمانه + نقد بازیگری پریناز ایزدیار + تحلیل شخصیت ارغوان آذر نیا + سریال زمانه از نگاه منتقدان + عکس جدید پریناز ایزدیار در سریال زمانه اسفند 1391

ˈقضاوتˈ به عنوان تم اصلی داستان به خوبی در تاروپود فیلمنامه جای گرفته و تم های فرعی دیگری همچون خیانت و عشق به شکل مطلوبی با آن چفت شده است.

ˈزمانهˈ داستان جوانی به نام ˈبهزاد فروزانفرˈ است که شرکت تبلیغاتی وی با مشکلات مالی فراوانی دست وپنجه نرم می کند و در عین حال نیز علاقه ای به کمک گرفتن از عموی کارخانه دار خود (حسام) ندارد.

در این میان ˈبهزادˈ که نامزدی غیر رسمی به نام ˈنگارˈ - دختر عمویش - دارد، پی به راز قتل پدرش برده و وارد ماجراهایی پیچیده می شود.

جلالی، کاظمی پور و تشکری به عنوان نویسندگان فیلمنامه ˈزمانهˈ در قسمت های نخست، زمینه چینی های لازم برای آشنایی مخاطب با شخصیت های اصلی را انجام داده و روی روابط میان شخصیت ها بویژه ˈبهزادˈ و عموی وی بیش از بقیه تاکید کرده که اوج آن را در صحنه مراسم سالگرد ˈحبیبˈ پدر ˈبهزادˈ شاهد هستیم.

اما در لایه های زیرین فیلمنامه در همان قسمت های یاد شده، شکاف های ظریفی گنجانده شده که شکننده بودن روابط آنها را به مخاطب گوشزد کرده و آنها را گوش به زنگ نگه می دارد.

ورود شخصیتی به نام ˈدلاورˈ به قصه توسط انباردار کارخانه که معمای به قتل رسیدن پدر ˈبهزادˈ به دست برادرش بر سر اختلاف های مالی را مطرح کرده، خیلی زود نقطه عطف نخست فیلمنامه را شکل داده و قلاب های خود را برای درگیر شدن مخاطب با داستان و شخصیت های آن می اندازد.

در وهله نخست ˈحسامˈ با توجه به صحبت های خود با ˈدلاورˈ قاتل به نظر می رسد، اما نویسندگان فیلمنامه با زیرکی خاصی، رگه های پررنگی از تردید را نیز در کنار آن به اشکال مختلف قرار داده و مخاطبان خود را برسر دوراهی نگه می دارند.

برای مثال می توان از انباردار کارخانه که دست به اختلاس زده و ˈدلاورˈ که آلوده به مواد مخدر است یاد کرد که هر یک کینه ای شخصی از ˈحسام فروزانفرˈ به دل دارند.

از سوی دیگر خود ˈبهزادˈ نیز قهرمانی خاکستری رنگ است که با توجه به مشکلات عدیده مالی، صرفا بدنبال خون پایمال شده پدر خود نبوده و قصه زمین های ارثیه ای آنها هم می تواند در طغیان وی بر ضد عمویش نقش داشته باشد.

از سوی دیگر باید به ˈحسام فروزانفرˈ به عنوان شخصیتی به شدت خاکستری اشاره کنیم که لایه های مختلفی داشته و مرموز بودن وی را می توان برگ برنده آن قلمداد کرد.

برای مثال می توان به علاقه او به مذاکره با رییس دفتر حقوقی طرف قرارداد ˈبهزادˈ اشاره کرد که وجوه خاکستری نقش را برجسته تر کرده است.

نقش های مکمل خوبی هم توسط نویسندگان فیلمنامه زمانه خلق شده که از جمله آنها می توان به ˈارغوانˈ اشاره کرد که به مرور از سایه بیرون آمده و به احتمال زیاد در قسمت های پیش رو، نقشی کلیدی در حل معماهای طرح شده پیدا می کند.

دیگری، عمه ناتنی ˈبهزادˈ است که کدورتی کهنه و قدیمی از این خانواده به دل داشته و ظرفیت تبدیل به شخصیتی انتقام جو را به صورت بالقوه دارد.

ˈمنوچهرˈ هم که بیشتر به عنوان نمک داستان مورد استفاده قرار گرفته، نمونه ای از آدم های فرصت طلب و سودجویی است که برای پیشرفت تن به هر ذلتی داده و قابلیت آلت دست شدن را دارد.

برای درک بهتر این مطلب می توان به چاپلوسی های وی در برابر ˈحسامˈ برای بازگشتن به کارخانه با وجود برخورد تند و تحقیر آمیز وی اشاره کرد.

زنان مجموعه ˈزمانهˈ از همسر و دختران ˈحسامˈ گرفته تا مادر و خواهر ˈبهزادˈ و خانواده ˈارغوانˈ، بطور معمول در حاشیه قرار گرفته و کمتر کنشمند نشان می دهند که از این بابت ˈزمانهˈ دچار لطمات بسیار شده است.

حسن فتحی که در کارنامه کاری خود مجموعه های درخشانی را همچون ˈمدار صفر درجهˈ، ˈشب دهمˈ و ˈمیوه ممنوعهˈ دارد، در ˈزمانهˈ از شیوه مرسوم سریال سازی در شبکه های سیما تا حدود زیادی فاصله گرفته و قاب هایی کاملا سینمایی را در بسیاری از صحنه ها شکل داده و در عین حال ریتم تندتری هم بدان بخشیده است.

وی در ترکیب بازیگران، طیف متنوعی را در کنار هم قرار داده که در پاره ای موارد برپایه کلیشه ها دست به انتخاب زده و گاه نیز نوآوری و جسارت در این باب به خرج داده است.

انتخاب ˈحسین محجوبˈ با توجه به نقش های مثبت پیشین و نیز چهره مهربان وی برای ایفای نقش ˈحسام فروزانفرˈ ریسک بزرگی بوده که تا بدین جا به خوبی جواب داده است.

حسین محجوب خاکستری بودن نقش را به خوبی درک کرده و به تصویر کشیده، اما بازیگر نقش مقابل وی نتوانسته همپای او پیش بیاید.

ˈحمید گودرزیˈ برای نقش ˈبهزادˈ انتخاب مناسبی نبوده و مخاطب را برای همذات پنداری و نزدیکی بیشتر به وی دچار مشکل می سازد که بخش مهمی از آن به بازی سرد و بی حس و حالش بازمی گردد.

در میان بازیگران تازه کارتر ˈزمانهˈ باید به بازی متقاعده کننده ˈپریناز ایزدیارˈ در نقش ˈارغوانˈ اشاره کرد که باورپذیری خوبی در فرم بازی او به چشم می خورد.

ˈزمانهˈ با توجه به فیلمنامه خوب و پرپیچ و خم، می تواند یکی از مجموعه های موفق سال جاری سیما لقب گیرد، مشروط بر آنکه روند روبه رشد خود را حفظ کرده و گرفتار منحنی سینوسی معروف نشود.

منبع: ایرنا




+ یه عکس در ادامه مطلب


ادامه مطلب |


خبرگزاری فارس: کارشناس مرکز پژوهش‌ های اسلامی صدا و سیما با بیان اینکه روح حاکم بر فیلمنامه سریال زمانه فمینیستی بود،گفت: فیلم‌ نامه‌نویس بیشتر روی دروغگویی مانور داده و بقیه گناهان مانند ظلم کمرنگ است.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، مجموعه تلویزیونی زمانه داستان سیاهی و سفیدی، قضاوت و بخشش است که به نوعی دایره زمان را به طور مطلوب ترسیم کرده و تاوان دنیوی اعمال انسان‌ ها را نشان می‌ دهد. براساس داستان این سریال بهزاد و ارغوان در قالب وکیل و موکل حقوقی برای حل مشکل حقوقی بهزاد با عمویش سر راه یکدیگر قرار گرفته و در نهایت تصمیم به ازدواج با یکدیگر می‌گیرند ولی این ازدواج با سدهایی مانند مخالفت خانواده‌های بهزاد و ارغوان رو به رو می‌شود و مادر و خواهر بهزاد، دختر عموی وی (بهار) را به عنوان عروس این خانواده انتخاب کرده و ارغوان را هم‌ کفو خانواده خود نمی‌ دانند.

ادامه مطلب |

دو عکس جدید از پریناز ایزدیار در سریال زمانه

از کارهای زیبای خانم نازلی هروی، برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید.

راستی بعضی از دوستان می گفتن چرا اون یکی و آپ نمی کنی، اولین وبلاگ طرفداران عمار تفتی هم به روز شد.


ادامه مطلب |


مهرانه مهین ترابی + مصاحبه و گفتگو با بازیگران سریال زمانه + حسن فتحی + پریناز ایزدیار + عکس های سریال زمانه

بازيگر مجموعه‌ هاي همسران، صاحبدلان، خانه سبز، همه بچه‌ هاي من و... را آخرين بار با سريال «در مسير زاينده رود» ديديم. او دو سال كار نكرد و به فيلمنامه‌هاي پيشنهادي نه گفت تا مجبور نباشد بابت كاري كه به لحاظ فكري و روحي به آن نزديك نبوده جوابگو باشد. او پس از دو سال دوري از تلويزيون دوباره با حسن فتحي و اين بار با سريال «زمانه» بازگشت تا امروز و با پايان پخش اين مجموعه تلويزيوني مهمان يك فنجان چاي «باني فيلم» باشد.


ادامه مطلب |


مجموعه تلویزیونی زمانه + پریناز ایزدیار + حسن فتحی + پریناز ایزدیار در سریال پربیننده ی زمانه

حسن فتحی گفت: اينكه سريال«زمانه» در نظرسنجي سايت «باني فيلم» توانسته مقام اول را كسب كند، از نظر من جاي بسي خرسندي و خوشحالي دارد.

كارگردان سريال «زمانه» در خصوص كسب آراي 60 درصدي سريالش در نظرسنجي سايت «باني فيلم آنلاين» در گفت‌وگو با خبرنگار ما گفت: «باني فيلم» تنها روزنامه سينمايي اين مملكت است كه اگر اشتباه نكنم حدود 10-11 سال است فعاليت مي‌‌كند و حاصل اين فعاليت اين است كه تعداد كثيري از مخاطبان عام و خاص اخبار سينما و تلويزيون همواره گوشه ‌چشمي به اخبار اين روزنامه دارند. در واقع اغلب مخاطبان جدی رشته های مختلف هنری از طريق «باني فيلم» اخبار روز سينمايي و تلويزيوني را دنبال مي‌كنند. اينكه سريال «زمانه» در نظرسنجي سايت «باني فيلم» توانسته مقام اول را كسب كند از نظر من جاي بسي خرسندي و خوشحالي دارد.این اتفاق در واقع نشانه آن است كه مردم جواب تلاش صادقانه ما را براي انعكاس مسائل روز جامعه، از طريق يك قصه معاصر، با آراي صادقانه خودشان در سايت «باني فيلم» دادند و نقطه تلاقي تلاش صادقانه ما از يك سو و آراء و داوري صادقانه مردم از سوي ديگر، روزنامه «باني فيلم» بوده است. يعني نظرسنجي روزنامه «باني فيلم» فرصتي شد كه ما بتوانيم با مخاطبان تلويزيون و سريال‌مان يك ملاقاتي داشته باشيم و آنها داوري‌شان را در خصوص سريال «زمانه» به گوش ما برسانند.

منبع: بانی فیلم


سریال زمانه + عکس های پریناز ایزدیار در نشست نقد و بررسی سریال زمانه + حسین مهری + ویدا جوان + جدیدترین عکس های پریناز ایزدیار و بازیگران سریال زمانه

عکس های پریناز ایزدیار، حسین مهری و ویدا جوان در نشست نقد و بررسی سریال زمانه

برای دیدن باقی عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید. با تشکر از وبلاگ خواهران دریا


ادامه مطلب |



زمانه با وجود قصه عام‌ پسند، ساخته مناسب و کارگردانی خوب به بدترین شکل ممکن تمام شد.

"حمید سلیمی" منتقد، در گفتگو با خبرنگار حوزه رادیو تلویزیون باشگاه خبرنگاران، در خصوص سریال "زمانه" به کارگردانی "حسن فتحی" گفت: همانگونه که از "حسن فتحی" انتظار می‌ رفت "زمانه" منهای قسمت آخرش، سریال خوبی بود.

وی افزود: "زمانه" معضلات اجتماعی را به تصویر کشید اما به بدترین شکل ممکن تمام شد.

"سلیمی" ادامه داد: "زمانه" دارای قصه عام‌پسند با ساختار مناسب و کارگردانی خوب است و همچنین کارگردانی آن بهتر از فیلم‌نامه بود.

وی اظهارداشت: "زمانه" در دورانی که سریال‌های خوب کم ساخته می‌شود، سریال قابل قبولی بود.
"سلیمی در خصوص بازی بازیگران اظهار داشت: "حمید گودرزی" با توجه به اینکه سنش بیشتر از این نقش بود ولی به درستی از پس نقش برآمده بود و همچنین "پریناز ایزدیار" با توجه بر اینکه بازیگری است که نقش را با اغراق ایفا می‌ کند ولی در این مجموعه بازی خوبی را از خود ارائه داد.

وی در خصوص بازی دیگر بازیگران، تصریح کرد: "مهرانه مهین ترابی"، با توجه به اینکه نقش فرعی بود ولی با بازی خوب خود آن شخصیت را باور‌پذیر کرده بود.

وی در خصوص بازی"شهرام قائدی" عنوان کرد: "قائدی" نقش بسیار متفاوتی را در این سریال بازی کرده بود شخصیتی که به خوبی نوشته نشده بود ولی با بازی حرفه‌ای قائدی به خوبی ایفا شده بود.

وی در پایان خاطر نشان کرد: امیدوارم صدا و سیما در سریال‌ سازی تجدید نظر کند زيرا با ادامه این روند هرگز با شبکه‌ های ماهواره‌ ای نمی‌ توان مقابله کرد.



در ادامه مطلب هم یه نقد دیگه هست.


ادامه مطلب |

سریال زمانه با ملودرام خانوادگی، اجتماعی با وجود اعمال ممیزهای بسیار حرف های ناگفته بسیای را بازگو کرد.

جبار آذین منتقد، در خصوص سریال "زمانه" ساخته "حسن فتحی" گفت: "فتحی" از کارگردانان با سابقه با ذوق عرصه های هنرهای نمایشی و تصویری کشور است و آثار نمایشی و تلویزیونی او به ویژه مجموعه هایش نشانگر تونایی ها و قابلیت های وی در نگارش و کارگردانی است.

وی افزود: سریال ملودرام خانوادگی، اجتماعی "زمانه" با آنکه جزو آثار شاخص این کارگردان در عرصه مجموه سازی نیست ولی در ردیف آثار خوب او در تلویزیون قرار می گیرد.

"آذین" ادامه داد: "زمانه" براساس مضامین خانوادگی، اجتماعی و با رویکرد به مسائل انسانی ساخته شده که با انتخاب چند داستان ، داستانک حرف هایی در قالب زندگی و آمسال نسل های مختلف به ویژه نسل جوان بازگو می‌کرد.

"آذین" تصریح کرد: آنچه در آغاز "زمانه" روایتگر قصه ای در ارتباط با مسائل مالی و ثروت بود ولی در ادامه با دور شدن سطحی و با حاشیه راندن آن داستان قصه تازه ای محور این مجموعه قرار گرفت.

وی افزود: داستان عاشقانه "بهزاد و ارغوان" ماجرایی تراژیک که با توجه به معضلات اجتماعی و از جمله موضوع ازدواج مخفیانه مهار مجموعه را در اختیار گرفت.

وی ادامه داد: گرچه در قسمت های اخیر قصه این زوج کلیت پیدا کرد و در انتها به صورت کاملا معقول جذاب و نمایشی خاتمه نیافت.

وی تصریح کرد: اما غیر متعارف تمام شدن آن برای مخاطب تازگی داشت "زمانه" دارای متنی به نسبت پرداخت شده، کارگردانی حرفه ای و بازی های خوب پریناز ایزدیار، هومن برق نورد و تا حدی حمید گودرزی بود.

وی بیان کرد: متاسفانه هنرمند توانا "حسین محبوب" به خاطر دوری از شخصیتی که نقش آن را ایفا می‌کرد نتوانست بار دیگر قابلیت هایش را به ظهور برساند.

"آذین" ادامه  داد: در مجموع "زمانه" توانست در میان مجموعه های جوان پسند جای خوبی را به خود اختصاص دهد و علی رغم بر ممیزهایی که بر آن اعمال شده بود توانست حرفهایش را به خوبی منتقل کند.

منبع : باشگاه خبرنگاران



حتي شنيدن ترانه پايان سريال زمانه كافي است تا بخواهيم سر از كار بهزاد و ارغوان در بياوريم. شخصيت هايي كه با عشق آتشين در كنار هم قرار گرفتند و بعد كارشان به جدايي مي رسد.

ترانه تيتراژ سريال زمانه هم از عشق آنها مثل بسياري از افراد ديگر مي گويد كه در ابتداي كار اسطوره اي و تمام نشدني جلوه مي كند اما بعد از مدتي با بي رحمانه ترين شكل ممكن، به جدايي ختم مي شود. به همين بهانه، نظر سراينده اين ترانه را جويا شديم. افشين يداللهي، روانپزشك و ترانه سرا، در ادامه اين مطلب، شعر خود را تحليل مي كند و از سرنوشت اين عشق ها مي گويد.


آخرش چي عشق مي شه؟

اين ترانه براي سريال زمانه سروده شده است و به اتفاقي كه در سريال رخ مي دهد مربوط مي شود. اين شعر به موضوعي مي پردازد كه ميان مردم به اصطلاح «عشق» ناميده مي شود. در اين ترانه تلاش شده تا از جنبه هاي مختلف به اين احساس نگاه شود. احساسي كه ناگهان و براساس يك اتفاق ساده در زندگي افراد پيدا مي شود و ناگهان از زندگي آنها مي رود. كلمه «عشق» به عنوان اصطلاح، در موارد و زمينه هاي مختلف به كار مي رود. اين حس براي فردي كه تجربه اش مي كند، مبهم است و همانطور كه در ترانه گفته شده است، در نهايت هم فرد نمي فهمد كدام يك از احساساتي كه تجربه كرده است، مي تواند نام عشق را بگيرد.

چه بر سر بهزاد و ارغوان مي آيد؟

در اين ترانه بيشتر به رابطه ميان دو شخصيت اول سريال، بهزاد (حميد گودرزي) و ارغوان (پريناز ايزديار) پرداخته شده است كه اصل داستان سريال براساس آن پيش مي رود. از طرف ديگر، گاهي عشق كنايه از دوست داشتن هم هست و به همين دليل، ترانه مي تواند نمايشگر روابط شخصيت هاي ديگري باشد كه در اين سريال در ارتباط متقابل با هم هستند. شخصيت هايي كه وقتي احساس خوبي نسبت به هم دارند، از هم حمايت مي كنند و وقتي با هم خوب نيستند، يكديگر را تحت فشار قرار مي دهند.

نگاه اين ترانه به عشق، مايوسانه نيست بلكه نگاه نقادانه اي است به اين احساس؛ حسي كه گاهي به آن بيهوده اميد بسته مي شود اما در نهايت به نتيجه نمي رسد. در ميان روابطي كه در اصطلاح عاشقانه نام مي گيرند هم، بسيار شاهد اين سرنوشت هستيم. دو نفري كه در آغاز عاشق يكديگر هستند و اين رابطه را هميشگي مي بينند، با به هم خوردن ارتباط شان شروع به بدگويي از هم مي كنند. در اين شكل عشق، تا زمانيكه افراد با هم هستند و خود را متعلق به هم مي دانند، همه چيز را خوب مي بينند اما زمانيكه رابطه به هم مي خورد، حتي نمي توانند حرمت ها را نگه دارند و با آرامش از هم جدا شوند. زمانيكه اين شكل از عشق به جدايي ختم مي شود، لحن ها و نوع برخوردها و حتي واكنش ها تغيير مي كند و حتي در بسياري از موارد اين عاشق هاي قديميف درصدد انتقام از هم برآيند.

عشق اسطوره اي وجود ندارد

چنين احساسي كه گاهي عشق نام مي گيرد، عمر و پاياني دارد. نه اينكه اين احساسات ناخوشايند و بد باشند اما در بسياري از موارد، آنها را نمي توان به معناي واقعي عشق دانست. عشق به مفهوم ماندگار و ايده آل كه در ادبيات هم آمده است، شباهتي به اين احساسات زودگذر ندارد. ذهنيت اسطوره اي كه ما در مورد عشق داريم در واقعيت اتفاق نمي افتد. عشق هميشگي و جاودانه و بي عيب و نقص در دنياي واقعي وجود ندارد و كساني كه با چنين ذهنيتي وارد اين رابطه شده اند وقتي با چهره واقعي اين احساس روبرو مي شوند، نمي توانند حس خود را مديريت كنند و دچار سرخوردگي مي شوند.

اين ترانه منكر احساس خوشي كه با اين عشق به زندگي وارد مي شود، نيست بلكه در مقابل ذهنيت اسطوره اي و ايده آل گرايانه كه اين حس را ابدي مي داند، مي ايستد. در حاليكه شايد عمر اين حس در نهايت چند ماه يا چند سال باشد و بعد از آن دو نفري كه عاشق يكديگر بوده اند، يا جاي اين حس را با احترام و دوست داشتن و احساس مثبت عوض مي كنند يا از اين رابطه چيزي باقي نمي گذارند و با برخوردها و تصميم هاي هيجاني، همه چيز را ويران مي كنند.

منبع: سيب سبز



زمانه + سریالهای تلویزیون + حسن فتحی + نشست نقد و بررسی سریال زمانه همراه عوامل و بازیگران سریال + پریناز ایزدیار

به گزارش خبرگزاری فارس، عصر دوشنبه (هفتم اسفند ماه) نمایش و نشست نقد و بررسی سریال «زمانه » در غالب سی و ششمین برنامه خانه فیلم فردوس با حضور اسماعیل عفیفه (تهیه کننده)، سعید جلالی(نویسنده)، ناصر هادیان‌فر (جانشین تولید)، پریناز ایزدیار، حسین مهری و ویدا جوان (بازیگران) و محمدرضا لطفی مجری و منتقد در فرهنگسرای فردوس برگزار شد.


ادامه مطلب |


به گزارش خبرنگار مهر، نشست خبری سریال "زمانه" ظهر امروز سه شنبه هشتم اسفندماه با حضور حسن فتحی کارگردان، اسماعیل عفیفه تهیه کننده و علیرضا کاظمی‌پور نویسنده در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

بیستمین سال حضور فتحی در تلویزیون

فتحی در ابتدای نشست با تشکر از مخاطبان که دلگرمی‌ها و تشویق خود را نثار سریال کردند و رسانه‌ها و مطبوعاتی که آن را شایسته حمایت دانستند، اظهار کرد: من وارد بیستمین سال حضور خود در تلویزیون شده‌ام. احتمالا برخی از شما کودک بودید و در کنار پدر و مادرتان سریال‌های "پهلوانان نمی‌میرند" یا "همسایه‌ها" را می‌دیدید. من در این سال‌ها ریش و مو سفید کرده‌ام اما عفیفه هنوز جوان مانده است! من 20 سال است با مردم از این رسانه حرف می‌زنم و مردم آنقدر عزیز هستند که مسایل دلسردکننده را به خاطر ارتباط با آنها از یاد بردم و باز هم سریال ساختم.

وی افزود: البته نباید فراموش کرد صدا و سیما یک رسانه تاثیرگذار فرهنگی و در یک اثر موفق تلویزیونی می‌توان با 20 تا 30 میلیون نفر از مردم مواجه بود. بنابراین توده‌های مردم این ارزش را دارند که به واسطه تلویزیون مسایلی را با آنها مطرح کرد.

کارگردان "شب دهم" یادآور شد: من افتخار می‌کنم که از تئاتر به تلویزیون و سینما پا گذاشته‌ام و خود را وامدار فرهنگ تئاتر می‌دانم. مشکلات مالی نیز که در مواردی به صبوری ما در برابر آنها اشاره شد از سر همین تربیت تئاتری بود. در واقع خاضع‌ترین، زحمتکش‌ترین و شاید خلاق‌ترین فعالان عرصه نمایش را در دیروز و امروز تئاتر می‌توان دید.

چرا سال‌ها است فتحی تئاتر کار نکرده است

وی در پاسخ به اینکه چرا سال‌هاست نمایشی کار نکرده است، توضیح داد: سال گذشته همراه با نغمه ثمینی نمایشنامه‌ای آماده کردیم که قرار بود روی صحنه برود و حتی در چند جشنواره خارجی شرکت کند، خلف وعده از طرف من نبوده است و همچنان می‌خواهم در حوزه تئاتر فعالیت داشته باشم.

محمد رسول صادقی روابط عمومی پروژه در تکمیل سخنان فتحی گفت: بعد از "میوه ممنوعه" در سال 75 که من در مرکز هنرهای نمایشی بودم قرار شد فتحی "مردی برای تمام فصول" را کارگردانی کند که به دلیل ابراز علاقه گروهی دیگر به اجرای این اثر از کار کناره گیری کرد. همین طور نمایش " آنتیگون" نیز قرار بود به شیوه آیینی زار جنوب اجرا شود که هم لغو شد. پس از اینکه به بنیاد رودکی آمدم سفرهای ثمینی به آمریکا و ژاپن مانع از اتمام نمایشنامه شد و پس از تغییر مدیریت‌ها نیز اجرای نمایش به کلی لغو شد.

پشت در ماندن دو ساله سریال تاریخی

در ادامه فتحی با اشاره به اینکه همچنان به سریال‌های تاریخی علاقمند است، تصریح کرد: ما دو سال است طرح تاریخی را آماده کرده‌ایم اما امکان و فضای ساخت آن فراهم نمی‌شود. این سریال درباره سلطان محمد خدابنده در عصر صفویه است و با قصه جذابی که دارد مطمئنم بسیار پرمخاطب خواهد بود. پیش از اینکه ماهواره‌ها به چنین موضوعاتی بپردازند بنا بود سریال را کار کنیم اما هنوز میسر نشده است.

وی افزود: "زمانه" دهمین سریال من بود که یکی از دلنشین‌ترین پایان‌ها را برای آن انتخاب کردیم که تفکر، تصمیم گیری و قضاوت درباره شخصیت‌ها را به مخاطب واگذار کرد.

نخواستیم نسخه بپیچیم

کارگردان "زمانه" با بیان اینکه پایان بندی سریال به خاطر امکان ساخت سری دوم آن این گونه بوده است، در این مورد توضیح داد: ما به تفکر مخاطب احترام گذاشتیم که مردم فکر کنند تکلیف شخصیت‌هایی چون منوچهر، نیکخواه، ارغوان، هما، فاطمه و دیگران چه خواهد شد. در واقع نخواستیم نسخه بپیچیم.

وی تصریح کرد: اگر شرایط سری دوم به همین شکل باشد ما آن را نخواهیم ساخت چون صبح پاتختی عروسی با قرض و قوله از شب اول قبر سخت تر خواهد بود!

کدام سریال‌ها را اول قرار بود فتحی بسازد

فتحی درباره عدم همکاری با علیرضا نادری و طالب زاده توضیح داد: اولین بار در "صاحبدلان" متنی از طالب زاده خواندم آن موقع تازه "مدار صفر درجه" را تمام کرده بودم و از مهدی فرجی مهلتی خواستم تا پس از استراحت این سریال را بسازم در غیر این صورت ساخت آن را به کارگردان تازه نفسی واگذار کند که در نهایت لطیفی ساخت آن را برعهده گرفت.

وی ادامه داد: همچنین محمد مسعود ساخت "کاسه‌های سفالین" را اولین بار به من پیشنهاد داد که دارای دیالوگ‌های جذاب و متن خوبی بود با این حال چند مورد سیاسی که در تاریخ معاصر با آنها مسئله داشتم باعث شد تصمیم بگیرم به جای دست بردن در فیلمنامه از ابتدا مواضع خود را درباره مسائل سیاسی آن دوران مطرح کنند و در نهایت ترجیح دادم از پروژه کنار بکشم. قطعا کمال تبریزی نیز اثر بسیار خوبی خواهد ساخت.

کارگردان سریال "میوه ممنوعه" با اشاره به اعتراض صنف‌های مختلف که اصولا پس از گرفتن یک سریال و افزایش مخاطبان آن به وجود می‌آید، در اینباره گفت: جای تعجب است در سرزمینی زندگی می‌کنیم که نه بابت شکست‌ها بلکه به خاطر موفقیت‌هایمان باید تاوان بدهیم. اعتراض نیز عیبی ندارد اما باید مابه ازای عینی داشته باشد. مثلا صنف بارفروشان گفته بودند چرا سرور در شماتت رفتار منوچهر به او می‌گوید چاله میدانی رفتار می‌کنی من که از خودم این اصطلاح را ایجاد نکرده‌ام و مربوط به فرهنگ فولکلور کشورمان است. امیدوارم که بارفروش‌ها در ایام عید میوه‌ها را با قیمت ارزان به مردم بفروشند و ثابت کنند از فرهنگ چاله‌میدانی دور هستند.

وی ادامه داد: وکلا نیز شریف ترین صنف هستند و حتی ما تمهیدی گذاشتیم و نشان دادیم این دو وکیل به دلیل تخطی از اصول و ضوابط پروانه وکلاتشان را از دست می‌دهند . مردم باید بدانند ما نمی‌توانیم سریالی بسازیم که شخصیت‌ها در آن بدون شغل و هویت شغلی باشند. ما باید ظرفیت خود را بالا ببریم.

سفارشی‌ساز نیستم

فتحی با بیان اینکه کارگردان سفارشی‌ساز نیست، تصریح کرد: مطمئن باشید اگر این چنین بودم موقعیت‌های مالی و مادی بهتری از چیزی که در اختیار دارم، داشتم. در حال حاضر از خودم راضی‌ام که با وجود مشکلات مالی به پیشنهادهای وسوسه‌انگیز توجهی نداشته و به اقتضای دغدغه شخصی‌ام جلو می‌روم.

وی تاکید کرد: تعداد فیلمنامه‌هایی که در سال به من پیشنهاد می‌شوند کم نیست حتی برخی از تهیه کنندگان بهتر از عفیفه پول می‌دهند اما این موضوع به همکاری‌های قبلی ما و دغدغه‌های نزدیکمان بر می‌گردد، آنهم در شرایطی که "زمانه" بدون کد معاونت سیما کلید خورد.

فتحی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه چرا سریال‌تان شبیه آثار دختر و پسری است، اظهار کرد: اشکالی نمی‌بینم برای نوجوانان و جوانان فیلم بسازم. آنها بخش زنده‌ای از جامعه هستند و من نیز حد و مرزی برای برقراری ارتباط با مخاطبان قائل نیستم تنها به این فکر می‌کنم که به دام ابتذال نغلتم. من همان فتحی هستم که 11 سال پیش با "شب دهم" درباره عاشورا سریال ساختم و در این مقطع حس کردم باید برای جوان‌ها کار کنم.

دور جدید رقابت سریال‌ها از دو سال پیش

این سریال‌ساز ادامه داد: ما دو سال است وارد دور جدید رقابت شده‌ایم. تا دو سال پیش رقبای ما شبکه‌های داخلی بودند اما اکنون رقابت ماهواره‌ای بسیار بی رحمانه است و اگر هوشیاری نداشته و از نوآوری استفاده نکنیم یا اسیر خط قرمزهای فرضی باشیم در رقابت با ماهواره بازنده خواهیم بود. در این زمینه مخاطب شناسی و در نظر گرفتن علایق نسل جوان بسیار مهم است.

فتحی یادآور شد: اکنون دیگر سریال 30 قسمتی جواب نخواهد داد و ما حداقل 90 قسمت باید سریال بسازیم. خوشحالم با تهیه کننده ای کار می کنم که بیش از برآورد دقیقه ای کیفیت برایش مهم است از همین رو سریال ما که قرار بود 50 قسمت باشد با تلفیق قسمت 49 و 50 طوری تمام شد که مخاطب احساس ضرر و زیان نکند و ریتم و ضرباهنگ سریال نیز افت پیدا نکند.

وی ادامه داد: آن هم در روزگاری که مخاطب به شبکه‌های ماهواره ای و آخرین فیلم‌ها و سریال‌های روز دسترسی دارد و دیگر نمی‌شود او را با سریال‌های ریتم کند پای تلویزیون نشاند. داستان‌های سیاه و سفید را نیز باید کنار بگذاریم چرا که امر مطلق متعلق به متافیزیک است و ما باید سیمای راستینی از انسان روزگارمان را نمایش دهیم چرا که رسیدن به حقیقت از جاده واقعیت می‌گذرد.

همه بازیگران زمانه می‌خواهند در سری دوم باشند

کارگردان " زمانه" با اشاره به علاقه تمام بازیگران برای حضور در فصل دو سریال تصریح کرد: ما نباید واقعیj های تلخ را در لفافه و زرورق بپیچیم چرا که مخاطب فرهیخته ای داریم و باید واقع بین باشیم. همانطور که قرآن هدف انبیا از رسالت را بشارت و انذار دانست. رسالت هنرمند نیز این است که اتفاقات نگران کننده در جامعه را هشدار دهد.

منبع: خبرگزاری مهر



زمانه + سریالهای تلویزیون + حسن فتحی + نشست نقد و بررسی سریال زمانه همراه عوامل و بازیگران سریال + پریناز ایزدیار + جدیدترین عکس های پریناز ایزدیار و بازیگران سریال زمانه

به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی سريال "زمانه" عصر دوشنبه هفتم اسفند با حضور  اسماعيل عفيفه تهيه‌كننده، سعيد جلالي نويسنده، ناصر هاديانفر جانشين توليد، پريناز ايزديار، حسين مهري و ويدا جوان بازيگران و محمدرضا لطفی مجری و منتقد در فرهنگسرای فردوس برگزار شد.

عفيفه در این نشست با بیان اینکه آشنايي او و حسن فتحي به سال‌هاي دور برمی‌گردد، عنوان كرد: اصولا هر فيلمنامه‌اي كه براي ساخت به دستم مي‌رسد و قرار به توليد آن مي‌شود به حسن فتحي پيشنهاد مي‌دهم و در واقع اولين گزينه من هميشه فتحي است. وقتي سه ضلع اصلي يك اثر يعني كارگردان، تهيه كننده و نويسنده همفكر باشند مي‌توان انتظار اتفاق‌هاي خوب داشت. به نظر من مبناي اوليه موفقيت يك سريال متن خوب است و در "زمانه" همان‌طور كه از نام مجموعه بر مي‌آيد قصه حال است.

وی درباره بحث ريزش مخاطب در تلويزيون اظهار کرد: طبق آمار، 69 درصد مردم ماهواره دارند و وقتي امكان انتخاب زياد باشد يك رقابت سنگين به وجود مي‌آيد. به زعم من رقابت ايجاد انگيزه مي‌كند. اما مشكل اينجاست كه رقابت ما يك رقابت ناعادلانه است.اين واقعيت وجود دارد كه تلويزيون دچار ريزش مخاطب شده است و خيلي از مردم به دیدن سريال‌هاي ماهواره‌ای آن هم از نوع سخيفش روی آورده‌اند.


ادامه مطلب |

به گزارش خبرگزاری فارس، در سی و پنجمین جلسه خانه فیلم فرهنگسرای فردوس که روز دوشنبه 7 اسفند ساعت 18 به نقد و بررسی مجموعه «زمانه» اختصاص دارد.

علاقه‌مندان برای حضور در این برنامه می‌توانند به فرهنگسرای فردوس واقع در فلکه دوم صادقیه، بلوار فردوس، بعد از چهارراه مخابرات مراجعه کنند و برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن44081039 تماس بگیرند.


+ من خیلی دوست دارم برم ولی بدشانسی اون ساعت کلاس دارم! امیدوارم بقیه طرفدارا بتونن برن.



قبل از ازدواج هر کاری که دوست داشتید انجام بدید و بعد از ازدواج به همسرتون بگید: درسته که اشتباه کردم، معذرت میخوام؛ ولی مگه عشق این نیست که تو شرایط سخت باید تکیه گاه هم باشیم؟!!

اگه پنهان کاری کردید و بعد بر خلاف پیش بینی هاتون لو رفتید!! بگید: من که دروغ نگفتم! فقط تمام حقیقت و نگفتم.

منبع



+ من خوشم اومد، چون طنز تلخیِ و جالب نوشته.



رساله حقوق: سریال زمستانه “زمانه”(شبکه سوم صدا و سیما)تمام شد. این درام اجتماعی به کارگردان حسن فتحی از این منظر که واقعیت های تلخ اجتماعی در روابط افراد را به صورت ملموس به تصویر کشید و مخاطب نیز توانست به جهت همین ویژگی با سریال همراهی کند قابل تحسین است.

وقتی بحث از روابط آسیب زای اجتماعی می شود لاجرم پای مسائل حقوقی نیز به میان خواهد آمد؛ سریال “زمانه ” نیز از این قاعده مستثنی نیست و بخشی از داستان فیلم را روابط و مشکلات حقوقی بین افراد تشکیل می داد. صحنه گردان ابعاد حقوقی فیلم دو شخصیت وکیل سرپرست(نیکخواه) و دیگری کارآموز(ارغوان) بودند.

نقش پررنگ این دو شخصیت مخصوصا نیکخواه نشان می دهد که به قول اهل هنر، وکیل  در این فیلم، به عنوان یک «تیپ» و نه «شخصیت» نمایانده شده است. تیپ در سینما نماینده، نماد و معرف گروهی از آدم هاست که به آن ها نوعی یگانگی و وحدت می بخشد. مثل اینکه یک نقش بخواهد نماینده معلمین آموزش و پرورش باشد که همه خصوصیاتی مشترک دارند و آن ها را از کسبه و فروشندگان جدا می کند.

شاید اگر داستان فیلم متمرکز بر مشغله های خانوادگی بود و تیپ وکیل(به عنوان کسی که با قانون سروکار دارد) در داستان موثر نمی بود، محلی  برای نوشتن این نقد نبود؛ به نظر می رسد حسن فتحی در نمایش نقش این دو نفر بیشتر در پی معرفی تیپ وکالت و تمرکز بر شغل وکالت است نه شخصی به نام «نیکخواه» یا «ارغوان» چرا که تمامی رفتارهای این دو متاثر از وکیل بودن آنهاست؛ و متاسفانه تیپ یا نوع معرفی شده از وکلا در فیلم بسیار سیاه و نامناسب است. نماینده اصلی وکلا در فیلم(نیکخواه) یک انسان جاه طلب و کلاش است که حتی به کارآموز خود نظر سوء دارد. در مورد ارغوان نیز اوضاع بهتر نیست؛ ارغوان که در اوایل فیلم امیدوار می شویم چهره خوبی از وکلا به نمایش بگذارد در اواخر فیلم از همین اطلاعات حقوقی برای یک کلاهبرداری بزرگ(از بهزاد) به بهترین وجه استفاده و ادعا می کند که اینها را در دوره شاگردی در محضر آقای نیکخواه(یعنی در دوره کارآموزی وکالتش) آموخته است. انگار کار وکیل سرپرست یاد دادن فنون دور زدن قوانین و کلاهبرداری و کلاشی است. به این مورد اضافه کنید تمام جاهایی را که وکیل بزرگ(نیکخواه) از عبارت«من خودم قانون را بلدم» استفاده می کند؛ یعنی جاهایی که قصد دور زدن قانون را دارد.

شاید اگر کارگردان در فیلم، یک نقش متفاوت از وکیل به نمایش می گذاشت اینقدر تاریک نمی بود. اما با نیاوردن نمونه متضاد وکیلی که پایبند به قسم نامه خود و قانون، در پی احقاق حق و عدالت باشد این برداشت را تقویت می کند.

باید پرسید چرا این روزها کارگردانان محترم و بسیاری دیگر به خود جرات داده و به راحتی این گونه برای صنف وکلا شخصیت مخدوش ارائه کنند؛ صنفی که علی رغم وظیفه مقدسی که بر عهده دارد این گونه به راحتی دچار تحلیل ها و تفسیر های غلط شده و وجهه اجتماعی آن مخدوش می شود؟ کسی چه می داند؟ شاید سازندگان محترم فیلم تنها با وکلایی از جنس نیکخواه سروکار داشته و ابدا گذرشان به دفتر وکلای شریفی که اکثریت جامعه وکلا را تشکیل می دهند نیفتاده است.

بر فرض دیدگاه کارگردان و وجود این واقعیت در بخشی از جامعه وکلا صحیح باشد اما قابل تعمیم به بخش اعظم این گروه نیست. شایسته بود که کارگردان محترم با برجسته کردن نمونه یک وکیل تابع قانون به تعادل در این تصویر سازی کمک می کرد؛ تا مخاطب که مرتبط با جامعه وکلا نیست این گونه دچار تصویر سازی اشتباه ما نشده و کارگردان نیز در دام ظلم به وجهه اجتماعی وکلا نشود. وکلایی یی که بسیاری از آنها تمام هم و غم خود را عدالت جویی قرار داده اند و در این راه از جان و آبروی خویش گذشته اند.

 اما از اینها گذشته، آنچه موجب تاسف بیشتر است، سکوت و بی تفاوتی جامعه وکالت و متولیان این کسوت در قبال چنین بی انصافی هایی است. چگونه است که در زمانه ای که کوچکترین نقدها به یک صنف خاص در یک فیلم یا سریال می شود  اهالی آن گروه یا سازمان از اعتراض پا را فراتر گذاشته و با صدور بیانیه و تجمع فریاد وامصیبتا سر می دهند؛ لکن علی رغم این که این گونه به شخصیت وکیل در یک سریال می تازند و ناجوانمردانه صنف وکالت را زیر سوال می برند جز چند اعتراض پراکنده توسط وکلای جوان، از متولیان کانون های وکلا آن هم در حد یک اظهارنظر و انتقاد ساده صدایی بلند نمی شود؟

کافی است نگاهی گذارا داشته باشیم به نمونه های این اعتراضات در فیلم هایی که به اصناف و گروه های دیگر پرداخته است؛ از جمله اعتراض سازمان نظام پرستاری به سریال «اغما»، اعتراض سفارت افغانستان به سریال «چهارخونه»، اعتراض پزشکی قانونی به سریال «ساختمان ۸۵»، اعتراض‌کارآفرینان به سریال «به کجا چنین شتابان؟»، اعتراض مردم اصفهان نسبت به سریال «در مسیر زاینده رود»، و اعتراض روحانیت به فیلم “مارمولک”و ده ها نمونه دیگر. در حالی که چهره تاریک وکیل در فیلم زمانه با چهره ای که از گروه های دیگر در سریال ها و فیلم های فوق به نمایش در آمده قابل مقایسه نیست. تمسخر ساده لهجه یک قومیت کجا و نمایش یک چهره پلید و کلاهبردار و کلاش از یک صنف کجا؟

جای خالی اعتراض نهاد وکالت به پخش سریال های مرتبط به وضوح عیان است.

  قطعا آسیب شناسی این امر را باید از زوایای گوناگون نگریست تا در قضاوت خود دچار اشتباه نشویم؛ از یک سو باید جامعه وکلا را نقد کرد و گفت بهرحال حفظ حرمت امامزاده به متولی آن است. طبیعتا رفتارهای خلاف شان و نادرست معدودی از وکلاست که به چنین تصورات نادرستی دامن می زند.

وجه دیگر این آسیب شناسی انتقاد به کانون های وکلا ست؛

چرا کانون وکلا با سکوت خود مهر تایید بر این تصویر مخدوش  از نهاد وکالت می زند؟ چه مشغله ای متولیان کانونهای وکلای دادگستری را به خود مشغول کرده که از این مهم غافل مانده اند؟ آیا از خود نپرسیده اند که چرا وقتی دستگاه قضایی در پی ادغام کانون وکلا و نظارت مستقیم بر آن است هیچ اعتراض عمومی و مردمی در حمایت از استقلال کانون صورت نمی گیرد؟

به نظر می رسد اساسا جامعه وکالت نسبت به وجهه این لباس و شغل در نظر مردم دغدغه ای ندارد. قضیه فقط به سکوت در برابر سریال زمانه یا موارد مشابه ختم نمی شود. داستان این است که متولیان امر وکالت و رئوس کانون های وکلا هیچ دغدغه ای در ترمیم این چهره مخدوش در افکار عمومی ندارند. مثال ساده این بی توجهی و بی خیالی نسبت به «نگاه عموم به وکلا» را می توان در  نوع پوشش و ظاهر وکلا، از وکلای زن گرفته تا وکلای مرد دید؛ شیوه زندگی وکلا مرزبندی و تمایز آشکاری از توده مردم  دارد و این، به بی اعتمادی توده مردم به صنف وکلا دامن می زند.

آیا نابودی شخصیت حقوقی و وجهه وکالت خطری کمتر از استقلال کانون وکلا دارد که این گونه متولیان کانونهای وکلا دم فرو بسته اند؟

آیا حفظ اعتبار مجموعه وکلا و جامعه وکالت رسالت دادسرای انتظامی وکلا و هیئت های مدیره کانون های وکلا نیست؟

منابع: رساله حقوق، مهدی جهانشیری کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی وکیل دادگستری نویسنده وبلاگ پس کوچه تفکر



سریال زمانه روایت قسمتی از جامعه جوان ماست که در خواستن ها، غبطه ها و تمناها و آرزوی تحقق یافتن زود هنگام آنها غرق شده است. مجموعه ای از آدم های طبقه مرفه و طبقه متوسط پایین که البته کم هم نیستند. جوانان متعلق به این گروه ها که خود را محق می دانند (که شاید باشند) یا آگاه و مطلع و مدبر (که گروهی در بینشان این گونه اند) و خود را محق، توانمند و مدبر می دانند که با پشت کردن به ارزش ها، هنجارها و جایگاه های از قبل تعریف شده، خود را موجه در شکل گیری شیوه هایی نوین و حتی ابتکاری برای وصول به آرزوهایشان می انگارند، مثل خانواده آذرنیا که همایشان به امید وصال و یافتن همدم و هم خانه و همسری، مدام فریاد تعویض خانه به امید ارتقای جایگاه اجتماعی اش دارد تا شاید بختش از گره کور طبقه اجتماعی پایین باز شود و امیدش به رنگ ناامیدی بی رنگ نشود.

سینا آذرنیا، برادری جوان که نقشی مردانه و مسوولانه را در نبود پدر، زود هنگام به کول گرفته، اگرچه نماد و سمبلی از مردانگی را ندیده و تجربه نکرده تا نقشش را درست یاد گرفته باشد، به این سبب در شروع جوانی به امید تحقق آرمان های نوجوانی و با آرزوی ارتقای به آنچه دلش نوید می دهد، بار خانوادگی از کول گرفته، با فکر آرزوهای نپخته و رسش نیافته و به امید دیگران و نه خود، فکر می کند پیش می رود و مادری که جز خودخوری و رنج کشیدن از آه های فرزندانش کار دیگری از دستش بر نمی آید و سر انجام پاسوز همین آه ها می شود و می میرد و پدری که خودخواهانه و خودمحورانه از ۲۰ سال قبل خانواده را رها کرده تا خود را نجات دهد که او نیز در منجلاب اوهام و خیال های واهی اش زندانی است.

و البته ارغوان، دختری دلسوز و کمک خرج خانواده که در گذری از زمان گمان می کند می تواند به تنهایی از نردبان بی پله ترقی خود را بالا بکشد بدون آنکه زخمی بر دارد و شاید بتواند با نجات خود، دیگر اعضای خانواده اش را هم منجی باشد و فرشته نجات شان. او خود را توانمند می داند که در قسمتی از داستان فریاد بر خانواده اش بلند می کند که دیگر بزرگ شده و صلاح خویش خوب می داند و به راهنمایی و دلسوزی کسی هم نیاز ندارد، چون خوش بینی اش از سر بی تجربگی است در چالش فرد با اجتماع نه از سر پیروزی های مکرر.

شاید باید دلمان برای ارغوان بیش از همه ریش ریش شود ولی مگر نه آنکه هر چه کاشتی آن را درو می کنی و این شاید مشکل بسیاری از همدلان و هم نسلان ارغوان است که نه دورها بلکه فقط جلوی پایشان را نگاه می کنند و حمایت خانواده را نه روغن روان کننده چرخ زندگی شان که کوه سنگی بزرگی بر شاهراه خیالی زندگی شان می بینند و شاید علت همه اینها هزارتویی است که خواسته خانواده ها، رنگ فریب ناک جامعه، روابط بین فردی به ظاهر قابل اطمینان اجتماع و ترس و اضطراب حاصل از نگاه کردن به آینده، مولود آن است.

ارغوان دختر معصوم و بی تجربه ای است که از معاشرت با بزرگان و متمولان می خواهد برای خود چهارچرخه رسیدن و همنشینی با آنان را بسازد، غافل از آنکه در تنهایی های غریبانه اش کسی جلوی پایش سبز می شود که اگرچه به رنگ پول و مال و خانه و خانواده چند دهکی از دهک اجتماعی او بالاتر است، اما خود هنوز در پیچ و خم رفتارهای احساسی و خلقی گیر است که در تضاد با معقولات و موجهات، اسیر و محبوس است و تنها کاری که می تواند بکند، دعوت کسی به هم سلول شدن برای گذر از تنهایی حبس است و پس از آرام شدن محیط و اتمام دوره محبوسی، خداحافظی، چون به قول خود بهزاد فروزان فر «جیب آدم که گشاد می شود، سلیقه اش هم عوض می شود».

بهزاد فروزان فر اگرچه زیر کتل عموجان سینه زده و خود را مرید او می داند و پدرخوانده اش، به طرفه العینی به همه چیز شک می کند چون ذاتا به چیزی یقین ندارد، چون یقین و مفهوم واقعی آن را نیاموخته، بلکه کودکی اش را فقط در جبه مردانگی مخفی کرده است که اگر غیر از این بود باید هم عشقش به نامزد دیرینه اش (بهار دختر عمو) ریشه دارتر می بود و هم در زمان تنهایی و استیصال و بی کسی، زود هنگام با تصمیم های عجولانه و عشق های ترجمه نشده، نه خود را به منجلاب نابودی می کشاند و نه دختر بی امیدی را که به لبیک او امیدوار شده بود.

بهزاد فروزان فر هم جوانی بی تجربه و داغ بر تن ندیده است که گمانش از ازدواج و جدایی چون داشتن و نداشتن یک ماشین است. فردی که همه چیز را فردی می نگرد نه اجتماعی و خانوادگی و همه اینها یعنی بی مهارتی و ناتوانی در درک واقعیات مستتر در روابط اجتماعی و جایگاهی که گروه ها در اجتماع دارند و بالاخص جایگاه پرقدرت و وزین و قابل اعتماد و قابل اتکای خانواده، البته اگر خانواده بتواند نقشش و جایگاهش را خوب ایفا کرده و حفظ کند، چیزی که ما نه در خانواده فروزان فر می بینیم، به دلیل نوع روابط و خواستن ها و گاه رذالت ها (به دلیل پول و قدرت) و نه در خانواده آذرنیا که نه پدری وجود داشته که پدری کند و نه فرزندانی که مکتبی موثر و تاثیرگذار جلوی روی خود دیده باشند که به آن تمکین کنند و اطمینان.

فقدان حضور پرشور باورهای اعتقادی و اخلاقی است که هم خانواده فروزان فر را از نفس می اندازد و این خانواده را به طمع پرخوری و دزدی از دست دیگری، تکه تکه می کند و هم خانواده آذرنیا را که هر کس ساز خودش را به میل خودش کوک می کند و در همنوازی، صدای ناکوک را از ناکوکی ساز دیگری می داند تا ساز خودش چون رهبری وجود ندارد و باوری به آن، هر کس رهبر و آقای خودش است و حرف خودش را می زند و قبول دارد.

دروغ، اختلاس، بی اعتمادی، پنهانکاری و نمایش قدرت و فخر فروشی محصول یک اجتماع طبقاتی درهم ریخته است، جامعه ای که در آن احترام از ثروت و قدرت زاییده می شود نه از کرامت و کمالات. روزگاری ریش سفید بودن کرامت خودش را داشت که حالا ریش سفیدی جایش را به حساب های پر پول بانکی و ابزارهای نمایش ثروت داده است که نوجوان و جوان آن را می بیند و قبل از هر چیزی به آنچه می بیند صحه می گذارد و در آرزوی رسیدن به آن خود را به هر دری می زند بی آنکه ذهنیتی از آنچه پشت این درهای پر زرق و برق می گذرد داشته باشد و اگر جلو بروید و بگویید خود را به در بسته نکوب چون زخمی می شوی، تو را که راهبرش بودی غافل می داند چون او به آنچه می بیند اطمینان دارد نه به قصه هایی که نصفه و نیمه و بی مهارت و بی اصول بر گوشش خوانده ای و چون رهایش کنیم تا سرش به سنگ بخورد، چون تنهایی را تجربه می کند، خود را محق تر و مظلوم تر می داند و اگر دستی به درستی به سویش دراز نشود، در سیکل تخریب خود، نفس بریده پیش می رود.

آموزش و مهارت آموزی درست وظیفه همه والدین، خانواده ها، همه معلمان و مدرسان و همه بزرگان اجتماع به فرزندان شان، به فرزندان این آب و خاک است.

نباید فراموش کرد که بسیاری از مردان مرد، مردانی چون جهان پهلوان تختی، نه در خیابان های پر درخت و سرسبز شمال شهر که درکوچه پس کوچه های فقیرنشین این مملکت مردانگی را از دست بزرگانشان به امانت گرفتند و خود با رفتار و کردار و باور و اعتقاداتشان به نسل های پس از خود انتقال دادند. در مجموعه زمانه هیچ یک از افراد خانواده های فروزان فر و آذرنیا به نظر شاد و خوشحال نیستند، نه آنکه همه آنها آدم های بدی باشند که نیستند، بلکه ناراحتی شان به آن علت است که نگاه شان به زندگی فقط به اندازه سهم و طلب خودشان است. در این مجموعه آدم ها اگرچه در خانواده زندگی می کنند و زندگی شان جمعی است اما واقعیت آن است که همه آنها تنها هستند و فقط در دنیای ذهنی خودشان به تنهایی زندگی می کنند و چیزی از روابط واقعی جمعی در بینشان دیده نمی شود و این شاید یکی از مجموعه مشکلات امروزی ما هم هست.

منبع: روزنامه شرق



ویدا جوان، بازیگر نقش نگار در سریال زمانه در گفتگو با خبرنگار حوزه تلویزیون باشگاه خبرنگاران در خصوص انتخاب خود برای ایفای این نقش گفت: من از طریق برنامه ریز تله فیلم یک خواب کوچولو که در آن ایفاگر نقش اصلی داستان بودم، به حسن فتحی معرفی شدم که پس از تست از بین چند نفر، برای ایفاگری در این سریال انتخاب شدم.

وی در خصوص نقش خود اظهار داشت: نگار خیلی با شخصیت اصلی خودم تفاوت داشت زیرا این کاراکتر دارای یک شیطنت خاصی است که من تا به حال این ویژگی را در خودم پیدا نکرده بودم.

وی در این باره تصریح کرد: نگار دارای شخصیت رک و واقع بین است و در حالی که کودک است و در طی قصه در این خانواده رشد می کند و خیلی راحت حرف خود را می زند.

“جوان” کار با حسن فتحی را اینگونه بیان کرد: کار در سریال زمانه برایم جالب بود و از همه مهمتر این بود که به کار با فتحی علاقه‌مند بودم چرا که او علاوه بر کارگردانی یک آموزگار خوب است.

وی تصریح کرد: کار در این سریال برای من بسیار خوب بود و در طی این مدت به غیر از زمینه بازیگری، خیلی چیزها از زندگی فرا گرفتم.

“جوان” تاکید کرد: کار در سریال زمانه برای من سختی نداشت و حتی سختی های آن برایم شیرین و جذاب بود چرا که من مشتاق و عاشق بازیگری هستم و از هر لحظه کار در این سریال نکات جدیدی یاد گرفتم.

وی در خصوص رضایت خود از ایفاگریش در این سریال گفت: چون من تجربه کمی در بازیگری داشتم: زمانه تجربه جدیدی برایم بود و از بازی خود در سکانس های اول، رضایت ندارم.

وی در مورد تاثیر نقش خود در ادامه قصه گفت: نگار یکی از نقش های اصلی و موثر در ادامه روند داستان زمانه است.

وی در خصوص استقبال مخاطب از سریال زمانه عنوان کرد:  چون چهره من با آنچه در تصویر دیده می شود بسیار متفاوت است یعنی در تصویر چهره ام بسیار تغییر می کند؛ بنابراین شاهد بازخورد مردم در محیط های بیرون نبودم.

وی تصریح کرد: ولی بازخورد آن در بین دوستان و آشنایان بسیار خوب بوده و نقش “نگار” را بسیار دوست داشتند.

همچنین شایعه ای درباره خود را تکذیب نمود و خواست بدانید که او خواهر خانم بیتا سحر خیز نیست و گفت خواهری با خانم بیتا سحر خیز برای وی آرزوی بزرگیست.

منبع: باشگاه خبرنگاران



حسن فتحی با ساخت سریال هایی چون «شب دهم»، «مدار صفر درجه»، «روشن تر از خاموشی» ثابت کرد که سریال های تاریخی می تواند مخاطب پسند باشد و جزو آثار ماندگار تلویزیون محسوب شود.


او طی 20 سال حضور حرفه ای خودش را تنها به  ساخت آثار تاریخی محدود نکرد و با ساخت آثاری که با زبانی طنز مثل«اشک ها و لبخند ها»یا ملودرام‌های اجتماعی مثل «در مسیر زاینده رود»و «میوه ممنوعه»نیز آثار موفقی را روانه آنتن تلویزیون کرد.


فتحی این بار با ساخت «زمانه» به سراغ دغدغه روزگارش رفته است. سریالی که به قلم علیرضا کاظمی‌پور، سعید جلالی وسعید تشکری نوشته شد و ششمین همکاری میان حسن فتحی و اسماعیل عفیفه تهیه‌ کننده است .


«زمانه» داستان پسر جوانی به نام بهزاد است که قرار است که با دخترعموی خود ازدواج می‌کند، اما رازی از زندگی او برملا می‌شود که زندگی‌اش را دچار تغییراتی می‌کند. حسین محجوب، حمید گودرزی، مهرانه مهین ترابی، پریناز ایزدیار، هومن برق نورد از جمله بازیگران این سریال هستند.


برخی از منتقدان سینمایی معتقدند که «زمانه» اثری متفاوت بین سریال های اخیر تلویزیون است. که دلیل اصلی آن  به سابقه حسن فتحی در عرصه سینما و تلویزیون بر می گردد . 


 رضا درستکار منتقد سینما معتقد است که: «بعد ازدیدن آثار حسن فتحی  طی این سال‌ها به این نتیجه رسیدم که او سینماگری است که جای خودش را درتاریخ نمایش ایران محکم کرده است.»


به گفته درستکار: «بعد از «هزار دستان» ساخته علی حاتمی و «دائی جان ناپلئون» به کارگردانی ناصر تقوایی، حسن فتحی تنها سینماگری است که در این سال‌ها نگاه درستی به تاریخ و فرهنگ مردم این مرز و بوم داشته است و نگاهش به مردم ایران توام با احترام و با کرامت بوده است.»


 جبار آذین دیگر منتقد سینما نیز معتقد است: «حسن فتحی در عرصه هنرهای نمایشی و تصویری چهره شناخته شده‌ای است و آثاری که تا کنون از او به ویژه در تلویزیون در قالب سریال ارائه شده نشانگر توانایی‌های فراوان او است.»


سحر عصر آزاد منتقد سینما نیز می گوید: «حسن فتحی با سریال‌های شاخصی که در دهه 70 و80 در تلویزیون ساخته  است در ذهن مخاطبان تلویزیون ماندگار شده و علاقه‌مندی او به تاریخ کشورمان و تسلط او به جزئیات و درام‌پردازی قابل تحسین است.» 


 به گفته  او: «در مقاطعی از او سریال‌های متفاوتی دیدیم. گرایش حسن فتحی به طنز در سریال «اشک‌ها و لبخند‌ها» و تلاش او برای به تصویر کشیدن مضامین اجتماعی در سریالی چون «در مسیر زاینده رود» نشان دهنده این است که او قابلیت کار کردن در هر ژانری را دارد و این حق هر کارگردانی است که ژانرهای مختلف را تجربه کند.»


از طرف دیگر منتقدان سریال «زمانه»را در قیاس با دیگر آثار فتحی اثر متفاوت تری می دانند که مستقیم مسائل روز جامعه را نقد می کند که  یکی از نکات مثبت این سریال محسوب می شود.


رضا درستکار در این خصوص می گوید: «در سریال «زمانه» حسن فتحی تلاش می‌کند به استانداردهای خودش وفادار باشد اما در دورانی که من از آن به عنوان دوران شکست تلویزیون یاد می‌کنم و در میان سریال‌های پر هزینه و زمان داری که دیگران کار می‌ کنند، سریال «زمانه» نمره قبولی گرفت چرا که به مسائل معاصر و حال حاضر آدم ایرانی بها می‌دهد.»


او ادامه داد: «حسن فتحی در سریال «زمانه» تبدیل شدن ضد ارزش به ارزش را واکاوی می‌ کند. سریال «زمانه» در دوران شکست تلویزیون شاید یکی از اتفاقات خوب تلویزیون است و به جای اینکه حقیقت را دروغ جلوه دهد دروغ در جامعه را به شکل حقیقی نشان می‌دهد و من امیدوارم تا پایان پخش برایش مشکلی پیش نیاید.»

 

آذین نیز معتقد است که با اینکه سریال «زمانه» بهترین و شاخص‌ترین مجموعه تلویزیونی حسن فتحی نیست ولی به دلیل امتیازهای فراوانش جایگاه شایسته‌ای را در میان سریال‌های اجتماعی و خانوادگی تلویزیون و همچنین کارنامه هنری این کارگردان دارد. »


او می گوید: «ملودرام اجتماعی «زمانه» با آنکه مضامین متعدد و متنوعی را دست مایه داستان‌های خود قرار داده اما در قسمت‌هایی اخیر با محور قرار گرفتن قصه بهزاد و بهار باقی داستان‌ها کمرنگ شده و نظرهای مخاطب به پیگیری چالشهای این دو معطوف شده است. پرداخت خوب این دو شخصیت و همچنین سایر شخصیت‌های مجموعه در کنار روایت منسجم جذاب و مخاطب پسند باعث شده تا این روز‌ها «زمانه» پر بیننده باشد.»


این منتقد سینما درباره قصه این مجموعه تلویزیونی می گوید: «متن در مجموع خوب نوشته شده سریال در دستان توانای حسن فتحی تبدیل به مجموعه‌ای شده است که با استادی تمام در صحنه‌های مختلف به ویژه صحنه‌های کشمکش دو شخصیت اصلی به خوبی در قاب تلویزیون جان بگیرد.»


او ادامه داد: «بازی‌ های خوب پریناز ایزدیار، هومن برق نورد و تا حدودی حمید گودرزی باعث شده است تا بر نقاط قوت کار افزوده شود. چیزی که محل اشکال در ارتباط با این سریال است حادثه محوری آن در قسمت‌های اخیر است. به عبارتی «زمانه» با فاصله گرفتن از داستان اصلی خود و موضوع‌های مختلف و دیگر شخصیت‌های اصلی و فرعی و پر رنگ شدن داستان تراژیک عشقی زوج اصلی کار در واقع داستان و حادثه سازی می‌کند و از این طریق تماشاگر را همراه خود می‌کشاند در صورتی که در چنین آثاری حرکت بر مدار ماجراهای مرتبط با شخصیت‌ها معقول و منطقی است. با این حال سریال «زمانه» جزو سریال‌های خوب ماه‌های اخیر سیما بوده و از امتیاز خوبی هم نزد مخاطب و اهالی هنر برخوردار است.»


عصر آزاد هم می گوید:«با کارنامه رنگینی که از حسن فتحی طی این سال ها دیدیم می توان این طور نتیجه گرفت که حضور او به عنوان نویسنده نوید بخش سریال های ماندگارتری است.همانند سریال «شب دهم» که یک سریال مذهبی-عاشقانه است که الگویی برای ساخت سریال های تلویزیونی شد.»



عفیفه عنوان کرد: دو پیام "دروغ، پنهانکاری" و "انتقام، قصاص" از اهداف سریال بود که به خوبی این پیام به جامعه منتقل شد.

به گزارش جهان به نقل از تسنیم: تهیه کننده سریال «زمانه» گفت: توصیه‌ های فاطمه، نمایش وصیت‌ نامه و دگرگونی ارغوان از اهداف مجموعه تلویزیونی بوده است.

اسماعیل عفیفه، با بیان اینکه سریال «زمانه» با پایان بندی مناسب و موفقی به پایان رسید، گفت: نتیجه‌گیری سریال با داستان آن تناسب داشته است. پایان‌بندی‌های بسیار زیادی برای این سریال وجود داشته که در جلسه‌ای با نویسندگان و کارگردان به این نتیجه رسیدیم که این پایان بندی مناسب‌ترین نتیجه‌گیری برای فیلم خواهد بود.

وی با اشاره به اینکه ماجرای سریال با پایان خوشی به پایان رسید، اضافه کرد: توصیه‌های فاطمه به بهزاد، پخش وصیت‌نامه شوهر ارغوان، دگرگونی ارغوان و تحول بهزاد راه درست زندگی کردن را نشان می‌دهد که ما سعی کردیم پایان مناسبی را برای این مجموعه در نظر بگیریم.

عفیفه عنوان کرد: دو پیام "دروغ، پنهانکاری" و "انتقام، قصاص" از اهداف سریال بود که به خوبی این پیام به جامعه منتقل شد. جامعه نیازمند انتقال دو پیام پرهیز از دروغگویی و انتقام بوده که احساس می شود در رقابت با شبکه‌های فارسی زبان بیگانه توانست در زمان مناسبی دیده شود.

وی ادامه داد: موضوع این سریال که در دو سال اخیر در تلویزیون بی‌سابقه بوده است خوشبختانه توانست با بسیاری از مخاطبان ارتباط برقرار کند و آن‌ها را با خود بکشاند. سریال «زمانه» داستانی است در باره قضاوت، تاوان و بخشش. داستان آدمهایی که دیگران را در معرض قضاوت قرار می‌دهند و باید تاوان سنگینی برایش بپردازند…



به گزارش پارس به نقل از صراط، سریال زمانه را دیده‌ اید؟ یک سریال خانوادگی که از شبکه ۳ سیما پخش شد. شاید در نگاه بدوی این طور به نظر برسد که این مجموعه به بررسی مشکلات دختران جوان و نوع تصمیم‌گیری‌ هایشان می‌ پردازد. انصافاً هم این موضوع را به خوبی تصویر کرده است.

اما اگر با دقت به لایه‌های درونی این سریال بنگریم متوجه یک موضوع نگران کننده خواهیم شد. زمانه خواسته یا ناخواسته ازدواج موقت را زیر سؤال برده است. یعنی در این مجموعه شما شاهد این هستید که دختر و پسری از طریق ازدواج موقت به عقد یکدیگر در می‌آیند و همین ازدواج و تبعاتش موجب مرگ عموی پسر و مادر دختر می‌شود. ضمن اینکه چند خانواده را نیز دچار بحران می‌کند. یعنی اینکه اگر حکم خدا را اجرا کنید و محرم باشید و حلال بد است. اما دوستی قبل ازدواج و خندیدن و بیرون رفتن و خانه هم رفتن و …. ولی خوب است!!

در همین ارتباط مسئله را از دو کارشناس دینی پرسیدیم. حجت‌الاسلام میرمحمود مرتضوی رئیس بنیاد بین‌المللی ارتباطات و رسانه اسلامی می‌گوید: «این برای بار اول نیست که تلویزیون عقد موقت را زیر سؤال می‌برد. در«تا‌ثریا»هم ازدواج موقت موجب از هم پاشیدگی ۵ خانواده شد! حالا این را بگذارید» کنار نوع روابطی که در سریال یلدا ترویج می‌شد.

در یلدا رابطه نامشروع دختر عمه و پسر دایی را کاملاً مشروع جلوه می‌داد و بدتر از آن، این رابطه غلط مورد تایید خانواده‌های مذهبی آنها هم قرار می‌گیرد! یعنی خانواده مذهبی به رابطه نامشروع فرزندشان راضی است و به نوعی این طور القاء می‌شود که خانواده‌ها باید به روابط و دوستی قبل از ازدواج تن بدهند و این موضوعی اجتناب‌ناپذیر و ضروری است. حالا ببینید این دو نوع رابطه را (ازدواج موقت و دوستی قبل از ازدواج) چگونه به تصویر کشیده‌اند؟ اولی که مشروع هم هست در بدترین شرایط و دومی که نامشروع است در بهترین شکل ممکن! نتیجه چیست؟ ازدواج موقت در هر صورت زیر سؤال می‌رود و روابط نامشروع قبل از ازدواج در هر حالتی مثبت جلوه داده می‌شوند!

البته این موضوع مختص این یکی دو فیلم نبوده و در سینما نیز مسئله بدتر از این است. در «همیشه پای یک زن در میان است» یا «زن‌ها فرشته‌اند» و بسیاری از فیلم‌ها این مسائل به شکل مخرّب به تصویر در می‌آیند. در مجموع این گونه فیلم‌ها و سریال‌ها خانواده‌ها را نسبت به کلمه صیغه و ازدواج موقت حساس و نگران می‌کنند و از طرفی روابط نامشروع را در سایر مجموعه‌ها به عنوان جایگزین این حکم الهی مشاهده می‌کنید!»

همچنین حجت‌الاسلام سیدمحمد ساداتی از پژوهشگران حوزوی در عرصه دین‌شناسی نیز می‌گوید: «خیلی خوشبینانه این است که به این مسائل بدون قصد و غرض دامن زده می‌شود. یعنی بگوییم سهل‌انگاری بوده است.آنچه مسلم است و ما مشاهده می‌کنیم اینکه روابط نامشروع و دوستی دختر و پسر و حتی زن و مرد در مجموعه‌ها خیلی راحت نشان داده می‌شود. به هر صورت حتی اگر فرض سهل‌انگاری را هم بپذیریم ولی در نتیجه تفاوتی حاصل نمی‌شود.

نتیجه همان چیزی است که اشاره کردید. یعنی وقتی این سریال را می‌بینید در لایه‌های درونی ذهن شما این‌جور نقش می‌بندد که ازدواج موقت مسبب همه این بدبختی‌ها بوده است. هرچند فرض خوشبینانه زمانی مطرح است که این مسائل یک یا دوبار اتفاق بیفتند نه اینکه تبدیل به جریان شوند.

آن وقت دیگر انسان بدبین می‌شود که این جریان دنبال هدف خاصی است. من الان نمی‌توانم قطعاً بگویم که عمد یا سهو بوده ولی نتیجه خوبی نداشته است. فرض سومی هم هست. اینکه برای گرفتن مجوز بوده! یعنی اگر این فیلم قرار بود در سینما نمایش داده شود همین رابطه را نامشروع جلوه می‌دادند ولی چون احتمال داشت صدا و سیما با چنین موضوعی مخالفت کند مجبور شدند که رابطه را مشروع و از طریق ازدواج موقت تصویر کنند.»

منابع: صراط، پارس